تبلیغات

تبلیغات (312)

29 آبان 1396

بر اساس آخرین تحقیقات انجام شده مردم نه تنها از تبلیغات موبایلی خسته نیستند، بلکه پذیرای آن نیز هستند.

در این مقاله به 5 تکنیک برای تبلیغات موبایلی متقاعد کننده  خواهیم پرداخت. بر اساس آخرین تحقیقات انجام شده مردم نه تنها از تبلیغات موبایلی خسته نیستند، بلکه پذیرای آن نیز هستند. واضح است که تبلیغات موبایلی می باید در مرکز توجه کمپین تبلیغاتی ما قرار گیرد. در زیر مواردی را آورده ایم که کمک می کند تبلیغات موبایلی ما موثرتر واقع شوند.

 

1-در مورد تبلیغات بنری مجددا فکر کن.

تبلیغات طولانی بنری برای رفتن به حالت آنلاین، برای استراتژی های تبلیغات موبایلی مناسب نیستند.

برخی بازاریابان تبلیغات موبایلی را به نحوی طراحی کرده اند که به محض کلیک، یک صفحه ی جدید در مرورگر باز می شود. این اصلا برای سبک تبلیغات موبایلی مناسب نمی باشد و برای کاربر آزاردهنده است.

تبلیغات بومی موبایل باید مناسب تر باشند، کاربران به تبلیغات بومی موبایل 52%  بیشتر از بنری ها توجه می کنند. اگر برند شما به نحوی است که می باید از مدل بنری استفاده کند باید استراتژی ای را بکار ببرید تا آن را بومی سازی برای موبایل کنید.

 2-یک تصویر مناسب است.

وقتی می خواهیم تبلیغات موثر موبایلی درست کنیم، تصاویر بهتر از ترکیببات دیگر نوشتاری و فونت به کار ما خواهند آمد. نشنال جئوگرافی در 2013 یک کمپین موبایلی را راه اندازی کرد برای معرفی یک فیلم مستند در مورد رئیس جمهور لینکلن. کار با جزئیات دقیق در مورد تصویر پرتره ی او بود، و با نور کلمات را روشنائی داده بود، و همزمان با آن یک تجربه ی تعاملی را نیز خلق کرده بود. به این ترتیب مرتبا محتویات نیز بروزرسانی می شدند.

3-تبلیغات تعاملی مهم ترین جز است

کاربران موبایل انتظار دارند هر کلیکی یک کاری را انجام بدهد. پس ناامید نشوید.

مطمئن شوید تبلیغ شما نوع تعاملی را که مشتری انتظار دارد را برآورده می کند.

اسکرول کردن باید راحت باشد و به راحتی به صفحه ی مورد نظر شما منتقل شود.

گزینه هایی را باید انتخاب کنید که با ماهیت محیط موبایلی سازگاری داشته باشد.

از امکاناتی مانند پیام کوتاه که مختص محیط موبایل به خوبی استفاده کن.

 4-اجتماعی رفتار کنید.

اگر بتوانید طوری تبلیغات را پیش ببرید که با حضور برند شما در نرم افزارهای اجتماعی شما همخوانی داشته باشد بهترین ترکیب را درست کرده اید.

تحقیقات نشان می دهد 74% بزرگسالان آنلاین از سایت های اجتماعی استفاده می کنند و 40% آنها با موبایل به آن سایت ها دسترسی دارند.

شما باید مشتریان را قانع کنید محتوای شما را با دوستانشان در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارند. البته آنها این کار را وقتی می کنند که شرکت شما چیزی را برای عرضه داشته باشد.

تخفیف روی محصول، یک موضوع رقابتی، کوپن خرید، یا هر موضوع ترغیب کننده ی دیگر. برخی از برند مشتریان وفاداری را دارد که اینکار را می کنند تا از مزایای ویژه شدن توسط شرکت در اینستاگرام یا فیس بوک استفاده کنند. البته جوایز مجانی این چنینی به کسی آسیب نمی رساند.

5-سادگی

در آخر مطمئن شوید که تبلیغ شما ساده است و در نهایت مسئولیت محول شده اش را به انجام رسانده است.

لازم نیست تبلیغ شما مشتری را به هیجان بیاورد. فقط کافی است بی نظیر باشد و به مشتری ارزش افزوده ای را بدهد. سعی کنید از کلمات و مفاهیم فشرده شده و تکنیک های عجیب و غریب اجتناب کنید. اگر می توانید کار خاصی را انجام دهید، دلیل نمی شود حتما آنرا انجام بدهید.

 

منبع: برترین ها

ادامه مطلب...
29 آبان 1396

سال‌ها از تبلیغات قدیمی و بازاریابی‌های سنتی می‌گذرد و روزبه‌روز شاهد پیشرفت از نسلی به نسل دیگر و ظهور رسانه‌ها و روش‌های تبلیغی جدید هستیم.

 

در سال ۲۰۱۱، یعنی ۶ سال پیش، انقلابی در بازار تبلیغات و بازاریابی رخ داد و آن، ظهور تعریفی جدید از تبلیغات به نام هک رشد بود.

درواقع هک رشد، تلاشی منطقی برای شناخت بیشتر مشتریان است که در ایالات‌متحده، توسط یکی از کسب‌وکارهای استارت آپی ابداع شد و این روزها در همه‌جا، ازجمله ایران طرفداران و پیروان خود را پیداکرده است.

هکر رشد، به معنی کسی که راهبری جلسات را به عهده دارد، به رهبر پیشرفت شهرت دارد و مسئولیت استخراج ایده‌های جدید و اجرایی کردن آن‌ها را به عهده دارد.

هک رشد، فرایند خاص و پیچیده‌ای نیست و تقریباً همه تکنیک‌های اجرایی آن را یک مشاور برندینگ یا یک مشاور تبلیغاتی به‌خوبی می‌شناسد. اما تفاوت آن در چه مقوله‌ای است؟

در سازمان‌هایی که سیستم‌های قدیمی بازاریابی در آن رواج دارند، همه هزینه‌ها صرف جذب کاربران جدید می‌شود و شاید ماهانه میلیون‌ها تومان، هزینه به ارائه‌کنندگان خدمات تبلیغاتی پرداخت می‌شود. حال‌آنکه چه درصدی از افرادی که توسط تبلیغ جذب‌شده‌اند، می‌توانند برای مجموعه سودرسانی داشته باشند؟ اگر شما میلیون‌ها تومان در تلویزیون تبلیغ می‌کنید، سؤال اینجاست؟ آیا یک مرد مسن دریکی از شهرستان‌های دورافتاده که در حال تماشای تلویزیون است، می‌توان مشتری محصول شما باشد؟

در مبحث هک رشد، یک مشتری در صورتی تبلیغ شما را می‌بیند و به آن جذب می‌شود، که دقیقاً مؤلفه‌های مشابه با مشتری شما را داشته باشد. در فرایندهای هک رشد، سعی بر این است که افرادی که برند شما را می‌شناسند و پیش‌ازاین با آن در ارتباط بودند، بازیابی شوند و کمی بیشتر به محصولتان فکر کنند.

اگر در مرحله بعد نیز موفقیت از آن شما بود، می‌توانید بخشی از آن‌ها را به مشتری تبدیل کنید.

درواقع هک رشد، به دلیل نگرش سیستمی و منظم‌تری که نسبت به روش‌های سنتی بازاریابی دارد، می‌تواند به‌عنوان نسل جدید بازاریابی درونی به کار بسته شود و به نسبت هزینه‌هایی که در آن صرف می‌شود، سودآوری بیشتری را ایجاد کند.

هرچند که به دلیل کمبود منابع مطالعاتی در ایران، این روش تا حدی محجور باقی‌مانده است و تعداد محدودی از بازاریابان به این علم تسلط دارند، اما مطمئناً در سال‌های آینده، یکی از پرطرفدارترین روش‌های بازاریابی خواهد شد و مشاوران و کارشناسان زیادی از آن بهره خواهند جست.

کسب‌وکارهایی نظیر دراپ باکس، که امروزه میلیون‌ها کاربر استفاده‌کننده دارند، موفقیت خود را مرهون استفاده از این تکنیک هستند.

 

منبع: کرج رسا

ادامه مطلب...
27 آبان 1396

اگر با حیطه فروش آشنایی داشته باشید، می دانید که این کار عجیب و نسبتا سختی است. چه بخواهید یک جفت کتانی بفروشید، چه سیستم گرمایشی را به مشتری یا کسب و کارتان را به سرمایه گذار معرفی کنید، همه و همه به دانش و اشتیاق شما در زمینه فروش بستگی دارد.

 رک بگویم، همه ما این ویژگی ها را در وجودمان نداریم. می گویند فروشنده های حرفه ای به طور ذاتی فروشنده هستند و این ویژگی ها را به شکلی اکتسابی به دست نیاورده اند. البته این موضوع خیلی درست نیست.

بی شک استعداد طبیعی نیز تاثیر خواهد داشت. اما آیا می توان این ویژگی ها را آموخت و به موفقیت رسید؟ بله!

 

 ویژگی های زیر، ویژگی های یک فروشنده واقعی و موفق است.

1. خودآگاهی

انجمن روانشناسان آمریکا در سال 1993 گزارشی منتشر کرد که در آن مشخص شد موفق ترین نمایندگان فروش، افرادی هستند که از خودآگاهی زیادی بهره مندند. این ویژگی در افرادی دیده می شود که به شغل شان افتخار می کنند و منظم و کارآمد هستند. اما اگر شما فرد منظم و کارآمدی نیستید، می توانید یاد بگیرید که باشید. خودآگاهی همچنین بدان معناست که باید مسیر کاری تان را، با وجود هر احتمالی، ادامه دهید.

2. احترام گذاشتن

مارکوس تابر، بنیانگذار Searchmetrics می گوید برترین نمایندگان فروش ما، به وقت مشتریان بیش از هر چیز دیگری احترام می گذارند. شما باید اطمینان پیدا کنید که با مشتریان فعلی و احتمالی تان مانند طلا رفتار می کنید. به عنوان مثال، مطمئن شوید وقتی به سراغ آنها می روید که زمان دارند. مردم حرف نهایی شما را می خواهند. تاکتیک های قدیمی دیگر کارساز نیستند. مردم حسابی مشغله دارند، به وقت آنها بیش از هر چیز دیگری احترام بگذارید.

3. خلاقیت

نمایندگان فروش در انتظار دستور دیگران باقی نمی مانند. آنها همه چیز را خودشان مدیریت می کنند. اگر قرار است چیزی فروخته شود، حتما راهی برای این کار پیدا می کنند. نماینده فروش هر کاری می کند تا محصول را بفروشد. یاد بگیرید محصول را بیشتر دوست داشته باشید. جایی که لازم است، از آن تعریف کنید. یاد بگیرید چطور ارتباط برقرار کنید، سپس به این ارتباط اهمیت دهید.

4. آنها به خوبی گوش می دهند

بهترین نمایندگان فروش، از مشتریان یا مراجعه کنندگان شان می پرسند که «چرا می خواهید فلان کار را انجام دهید؟»، سپس به مراجعه کنندگان/ مشتریان شان گوش می دهند تا نیازها و خواسته های شان را بشناسند و بتوانند آنها را برطرف کنند. اگر دقیقا نمی دانید چطور باید کاری را که مشتری تان می خواهد انجام دهید، مطمئن باشید که قطعا راهی هست و فقط شما هنوز آن را پیدا نکرده اید.

5. آنها افراد مقاومی هستند

برای فروشندگی باید پوست کلفتی داشته باشید. چرا؟ زیرا قرار است بارها و بارها پاسخ منفی بشنوید. اگر می خواهید مسیر فروشندگی را دنبال کنید، باید اعتماد به نفس بالایی داشته باشید و مقاومت کنید. اگر کسی تلفن را قطع کرد، می توانید مجددا تماس بگیرید و بگویید: «الو، سلام! مجددا تماس گرفتم چون می دانستم شما از قصد، تماس مرا قطع نکرده اید!»

6. آنها می توانند تحت آموزش قرار بگیرند

یکی از ویژگی هایی که می تواند همپای «تجربه» قرار بگیرد، توانایی آموزش پذیری است. پر انرژی بودن، تمایل به یادگیری و توانایی در انطباق با شرایط، همه و همه بخشی از این موضوع هستند. اگر از شما خواسته شد تا کاری را به شکل خاصی انجام دهید، همین کار را انجام دهید، حتی اگر روش همیشگی تان کاملا با این روش متفاوت است. در هنگام جلسات می توانید نظرات و ایده های تان را بیان کنید.

7. آنها افراد مثبتی هستند

ترجیح می دهید از چه کسی خرید کنید؛ فروشنده ای سرزنده با روحیه ای شاد و مثبت یا فردی اخمو و بداخلاق؟ داشتن رویکردی مثبت و سرزنده بودن رویکردی مناسب برای فروش محصولات تان به مشتریان و جلب توجه آنهاست. اگر مشکلاتی در خانه یا خانواده دارید، در محل کار آنها را کنار بگذارید! بله، کاملا آنها را کنار بگذارید.

 یاد بگیرید که مسائل شخصی و کاری تان را از هم تفکیک کنید. زندگی حرفه ای تان باید زندگی مثبتی باشد. کمی از روانشناسی کمک بگیرید. لبخند بزنید، بالا و پایین بپرید، نفس عمیق بکشید یا هر کار دیگری که برای شاد بودن تان مفید است.

8. آنها منابع متفاوتی در اختیار دارند

یک فروشنده واقعی می تواند در صورت عدم موفقیت روش مورد نظرش، به سرعت راهکار دیگری در پیش بگیرد. به جای این که همه پاسخ های منفی را قبول کنید و قید فروش را بزنید، رویکرد متفاوتی در پیش بگیرید و خلاقیت و نوآوری داشته باشید. به یاد داشته باشید که باید به سرعت عمل کنید. چهره مشتریان را بررسی کنید. اگر رویکردتان ظرف مدت دو دقیقه کارساز نبود، تغییرش دهید.

9. آنها افراد مشتاقی هستند

فروشندگان حرفه ای از کارشان لذت می برند. اگر از این کار متنفرید، شغل تان را عوض کنید. از همه مهمتر، فروشندگان باید نسبت به محصولات و خدماتی که ارائه می کنند، اشتیاق داشته باشند. آنها باید با اشتیاق نگرش و چشم انداز برندشان را به مشتریان و مراجعه کنندگان منتقل کنند. شاد باشید، مثبت باشید، شغل تان را دوست داشته باشید و مشتاق باشید.

10. آنها می توانند سوالات خوبی بپرسند

بر اساس آمار و ارقام منتشر شده، نمایندگان فروشی عملکرد خیره کننده داشتند که سوالات بیشتری می پرسیدند (تقریبا دو برابر بقیه فروشندگان). اما سوالات این فروشندگان فقط محدود به محصولات شان نمی شود؛ آنها می خواهند چیزهای بیشتری یاد بگیرند. اگر محصولاتی در زمینه گلکاری و باغداری می فروشید، ممکن است مشتری تان درباره باغچه منزلش، که آن را به شکل ژاپنی طراحی کرده صحبت کند. در مورد آن سوال بپرسید و به خوبی به حرف های او گوش دهید.

 

منبع: برترین ها

ادامه مطلب...
25 آبان 1396

شناخت بازار اهميت بسيار زيادي در فروش هر چه بيشتر محصولات و خدمات دارد و از مهم ترين قسمت هاي بازاريابي در محصولات و خدمات مختلف مي باشد.

 

بايد اين نكته را بسيار جدي و حرفه اي در بازاريابي ها مورد توجه قرار گيرد كه چه محصول و يا چه نوع خدمت و در كجا و چگونه نياز مشتريان را بر آورده ميكند؟

عدم شناخت صحيح از بازارهاي هدف ضربه هاي جبران ناپذيري در عرضه محصولات يا خدمات را به شركت تحميل ميكند.

نكاتي كه در شناخت بازار بايد مورد توجه قرار گيرد :

١-عرضه مناسب محصولات يا خدمات

٢- قيمت گذاري صحيح محصولات يا خدمات

٣- تبليغات صحيح و موثر

٤- به روز بودن محصولات و خدمات

٥- حفظ ارزش مشتريان

٦- دسترس بودن محصولات و خدمات

٧-طرح استراتژی بازاریابی

٨-درک صحیح فرآیند بازاریابی

٩-شناخت روند بازار

١٠-شناخت فرصت ها و تهدیدات

١١-مقایسه بازارها

١٢-انتخاب بازار هدف

١٣-كنترل عملكرد بازار

١٤- شناخت فرصت هاي بازاريابي

١٥-شناسايي كانال هاي جديد جهت فروش بيشتر

١٦-شناخت بخش هاي مختلف بازار و بررسي رقبا

 اگر شركت ها و گروه به طور صحيح بازار هدف خود را جهت عرضه محصولات و خدمات شناسايي كنند صرفه جويي قابل توجهي در هزينه و اتلاف وقت خود انجام مي دهند و اين به در موفقيت آنها بسيار موثر خواهد بود.

متاسفانه خيلي از مجموعه ها با عدم شناخت صحيح از بازار خود به مشكلات بسيار برخورد ميكنند كه مانع پيشرفت و موفقيت آنها مي شود.

شباهت زیادی میان استراتژی بازاریابی و استراتژی نظامی وجود دارد. هدف هر دوی آن‌ها پیروزی در بازار و در میدان نبرد است. همه عملیات‌ نظامی موفق بر اساس شناخت و آگاهی کامل از دشمن طراحی می‌شوند. همه عملیات‌ بازاریابی موفق هم بر اساس تحقیقات و شناخت خوب از بازار تعریف می‌شوند: اینکه از فعالیت‌ رقبا و رویدادهای بازار آگاه باشید.

نباید در تعیین مواردی که مشتریان می‌خرند یا نمی‌خرند بر احساسات و نظرات خود تکیه کنید. باید افکار، احساسات و نظرات خود را با واقعیت سرد و خشن تحقیقات بازار و نظرات سایر افراد تطبیق دهید.

 

منبع: روزنامه آسیا

ادامه مطلب...
24 آبان 1396

 

مدرس کارگاه تبلیغات دیجیتال در یازدهمین نمایشگاه بین المللی رسانه های دیجیتال به بررسی نحوه تحلیل رفتار مشتریان پرداخت و ابزارهای ارتباط جمعی در دنیای امروز را یکی از ضروری‌ترین تجهیزات هر شخصی دانست و گفت: برای فعالیت در حوزه بازاریابی دیجیتالی شناخت مخاطب بسیار اهمیت دارد.

 

شروین مشایخ ضمن تاکید بر اینکه نباید بازاریابی دیجیتالی را با ارسال پیام اشتباه گرفت گفت: در واقع بازاریابی دیجیتالی تجربه‌ تبلیغات را با زندگی ترکیب می‌کند و در دنیای پیشرفته امروز، ابزارهای دیجیتال اولین نقطه تماس مشتری با یک مجموعه است.

مدرس کارگاه تبلیغات دیجیتالی گفت: در بازاریابی دیجیتالی استفاده از رسانه‌های دیجیتال و ابزارهای پولی و رایگان بسیار مهم است، زیرا کاربران را تحت تاثیر قرار می‌دهد.

وی نکته اصلی در بازاریابی دیجیتال موثر را استفاده از یک سیستم عامل مناسب دانست تا از این طریق به مخاطبی که خریدار محصول یا خدمات است دست یافته شود.

شروین مشایخ سه بخش کلی قبل از خرید، هنگام خرید و بعد از خرید، در زمینه فروش کالا را معرفی کرد و گفت: این سه بخش باید بسیار دقیق و با حوصله طراحی شوند.

وی افزود: این سه بخش به موارد کوچک‌تری به نام تاچ پوینت‌ها (نقاط دسترسی) قابل تبدیل هستند. تاچ‌پوینت‌ها معیار‌هایی هستند که افراد با در نظر گرفتن آنها شما را انتخاب می‌کنند.

مشایخ گفت: با استفاده از این معیارها می‌توانید به تحلیل رفتار مشتریان بپردازید؛ آنها را دنبال کنید و به این صورت از فرصت‌ها به خوبی استفاده کنید و به محض اینکه مشتری پیدا می‌شود، شما به بهترین نحو واکنش نشان دهید و او را جذب کنید.

وی به لزوم شناخت طیف مخاطبان در تبلیغات دیجیتالی تاکید کرد و گفت: عادات و علایق آنها را به خوبی بشناسید و مطابق با همین معیار‌ها برای آنها تبلیغ و فضاسازی کنید که با این کار موقعیتی مناسب برای کسب‌وکار خود در بازار ایجاد می‌کنید.

مدرس کارگاه تبلیغات دیجیتال گفت: باید ویژگی‌های منحصربه‌فردی برای فروش محصول خود در نظر بگیرید؛ همچنین رفتار و پوشش فروشندگانتان عاملی مهم در نشان دادن شخصیت و جایگاه برندتان در بازار است.

شروین مشایخ ضمن تاکید بر متفاوت بودن سرویس ارائه شده به افراد گفت: اگر مشتری ساعت‌ها در فروشگاه اینترنتی شما به گشت‌وگذار پرداخت، اما دست‌آخر چیزی نخرید و یا بعد از خرید از محصول راضی نبود باز هم با مشتری نباید بدخلقی کنید و باید با خوش‌رویی رفتار کنید.

وی در ادامه گفت: به طور کلی سعی کنید تجربه ناب و خاصی برای مشتریانتان رقم بزنید تا باز هم به صفحه مجازی شما سر بزنند.

مدرس این کارگاه افزود: تا جایی که می‌توانید در ارائه پیشنهادهای گوناگون به مشتریان خود، ساده عمل کنید؛ زیرا اغلب مردم راحت‌طلب هستند و توقع انجام کار‌های سخت هنگام خرید را ندارند.

وی به بدون مرز بودن ارتباط بین کاربران دنیای مجازی اشاره کرد و گفت: آنها نقد و نظر خود را آزادانه با دنیا به اشتراک می‌گذارند بنابراین استارت‌آپ‌های که از بازاریابی دیجیتال استفاده می‌کنند باید بیشتر نظر موافق مخاطبان را جلب کنند که این کار نیاز به خلاقیت و عدم تکرار و کپی دارد.

شروین مشایخ در ادامه این کارگاه به ارتباط کاربران از منزل اشاره کرد و گفت: به‌تدریج شاهد مهاجرت مستمر مشتریان خانگی به اینترنت موبایل هستیم.

 

منبع: پانا

ادامه مطلب...
23 آبان 1396

امروزه با گسترش شبکه های اجتماعی،حضور در آنها برای هر برندی به دغدغه ای مبدل گشته که افراد سعی میکنند به هر طریقی که شده برند خود را در آن به مخاطبانشان معرفی کنند. قرار گرفتن در شبکه های اجتماعی فرصت مهمی است که باید درست و به جا از آن استفاده شود. هوشیار نبودن در این فضا ممکن است برند ها را با تهدید روبه رو کند.این یک واقعیت است که حضور شما در شبکه های اجتماعی سبب میشود تا نسبت به گذشته 60%بیشتر به چشم بیایید و مخاطبان شما را ببینند و اینگونه است که شانس خود را برای فروش و ارائه خدمات افزایش میدهید.اما باید حرفه ای عمل کنید!

 

برخی از بازاریابان و مشاورین برند و فعالان در حوزه دیجیتال مارکتینگ از توصیه قدیمی مشاورین مالی و سهام بازان که همه تخم مرغ ها را نباید در یک سبد گذاشت، برای حضور در شبکه های اجتماعی استفاده میکنند یعنی بجای آنکه به صورت تخصصی محتوایی منحصر به فرد برای هر شبکه تولید کنند،محتوایی یکسان با تعداد بالا تولید می کنند و در کلیه شبکه ها به اشتراک میگذارند.این شیوه ی تولید محتوا و بازاریابی مانند رها کردن تیری در تاریکی است و اصلا هدفمند نیست.

 در فضای پر رقابت کنونی در کلیه زمینه های بیزینسی، تیری در تاریکی انداختن جواب نمیدهد و نتیجه عکسی را به دنبال خواهد داشت. در بازار یابی دیجیتال و فعالیت در شبکه های اجتماعی، نکته حائز اهمیت انتخاب مخاطب هدف است. در ابتدا باید مخاطب هدف خود را شناسایی کرده و رفتار مصرفی وی را دنبال کنید با تحلیل نتایج به دست آمده است که میتوانید شبکه ای که مخاطب هدف شما در آن حضور  پررنگ تری را دارد، شناشایی کنید و همراستا با آن محتوا تولید کنید.

به جای آنکه در همه جا باشید، در یک یا دو فضا، حرفه ای حاضر شوید! امروزه در بازاریابی تنها مخاطب هدف ملاک نیست بلکه افرادی هستند که خاطب هدف شما را همراهی میکنند و مخاطب هدف با تاثیر گرفتن از وی اقدام به خرید میکند.بگذارید مثال واضح تری بزنم: فرض کنید شما چای برای فروش دارید و با تحلیلی که در بازار انجام داده اید مخاطب هدف را مردانی با میانگین سن 40 به بالا تعیین کرده اید؛ کسی که چای شما را مصرف میکندمردان با این رده سنی هستند اما با توجه به اینکه خریداران مایحتاج یا تصمیم گیرندگان نهایی همسران این افراد هستند شما نباید این گروه را نادیده بگیرید چرا که تاثیر به سزا و عمده ای را بر روی مصرف کنندگان محصول شما دارند. بنابراین برای آنکه شانس خود را افزایش دهیدبانوان در این گروه سنی را نیز باید مخاطب قرار دهید.

مراحل  انتخاب بهترین شبکه اجتماعی متناسب با کسب و کار شما :

    شناسایی مخاطب هدف

    تحلیل رفتار مخاطب هدف

    شناسایی شبکه هایی که مخاطب هدف در آن حضور پررنگ تری دارد.

    شناسایی  پتانسیل های شبکه اجتماعی منتخب

    تولید محتوا متناسب با مخاطب هدف و فضای حاکم بر آن شبکه اجتماعی

هنگام معرفی محصول و اقدام برای برندینگ باید چند سوال از خود بپرسید:

1- محصول من چه نیازی را مرتفع میکند؟

2- چه کسانی از محصول من استفاده میکنند؟

3- من میخواهم محصولم را چه کسانی مصرف کنند؟

پاسخ به سوالات فوق به شما کمک میکند چه شیوه بازاریابی/ تبلیغات و چه بستری را برای معرفی محصول خود انتخاب کنید.

هنگام انتخاب رسانه مناسب برای معرفی برند خود از اینفوگرافی+آمار هایی که رفتار مصرف کننده را در هر یک از شبکه اجتماعی نشان میدهد استفاده کنید.

پس از بررسی رفتار مصرف کننده و مخاطب هدف باید دانش خود را نسبت به آن شبکه اجتماعی بالا ببرید تا بتوانید همراستا با فضای حاکم در آن شبکه و سیاست های موجود محتوا تولید کنید.برای مثال:اگر یک نوع محتوای متنی تولید کنید و بخواهید در شبکه های اجتماعی اعم از تلگرام+سایت+آپارات+لینکدین استفاده کنید اشتباه است زیرا تلگرام متن کوتاه با مضمون خبر در جهت افزایش آگاهی عمومی را می طلبد و در وبلاگ سایت برای تاثیرگذاری و اعتبار بخشی به سایت باید از محتوای طولانی استفاده کرد و در فضایی مانند آپارات متن کارایی ای نخواهد داشت و مخاطب به دنبال دیدن ویدئو است.

از مثال بالا می توان نتیجه گرفت که هیچ بهترینی وجود ندارد و این هوش شماست که بهترین شبکه اجتماعی را متناسب با کسب و کار خود انتخاب کنید.

 

منبع: برترین ها

ادامه مطلب...
23 آبان 1396

 

احتمالا تمام افراد در زندگی خود در موقعیت‌هایی قرار داشته‌اند که احساس کرده‌اند ظاهرا در حال پیشرفت هستند اما در واقع هیچ پیشرفتی نکرده‌اند. این شرایط دقیقا هنگامی اتفاق می‌افتد که به سختی کار می‌کنید تا تغییرات مثبتی در برنامه‌های بازاریابی و تبلیغات ایجاد کنید اما متوجه می‌شوید ارزش طول عمر مشتری در موقعیتی نیست که باید قرار گرفته باشد.

 

امیدوار هستید محصولات و خدمات عالی که ارائه می‌دهید باعث وفاداری و صمیمیت مشتریان خواهد شد گاهی اوقات همین اتفاق می‌افتد اما در حقیقت یک استراتژی همیشه کارآیی ندارد و موثر نیست.

اگر تمرکز خود را روی مشتریان نگذارید و کارهایی انجام ندهید تا احساس با ارزش بودن کنند، در نهایت هزینه هنگفتی متحمل می‌شوید و مشتریان دائمی را از دست خواهید داد. با توجه به نظر Bain & Company یکی از مطرح‌ترین شرکت‌های مشاوره مدیریت و کسب‌وکار، جذب مشتری جدید برای کسب‌وکار هزینه‌ای معادل ۶ تا ۷ برابر بیشتر از حفظ مشتری فعلی در بر دارد. لازم است هر کاری که می‌توانید انجام دهید تا همواره وفاداری مشتریان را جلب کنید و هرگز ارزش حفظ مشتریان را دست کم نگیرید. این مقاله به بررسی عوامل اصلی دستیابی به میزان حفظ مشتری برای افزایش درآمد می‌پردازد.

۱. شناخت بیشتر مشتریان

انسان‌ها تمایل شدید و ذاتی نسبت به شناخته شدن و درک شدن از سوی دیگران دارند. اگر احتیاجات مشتریان از سوی کسب‌وکاری برآورده شود بنابراین مشتری آن کسب‌وکار را به سایر کسب‌وکارها که صرفا به‌عنوان مشتری در نظر گرفته می‌شوند، ترجیح می‌دهد. رتبه‌بندی که مشتریان برای ارائه خدمات در نظر می‌گیرند ارتباط مستقیمی با احساس سرخوردگی و رضایت دارد که در این صورت کسب‌وکار مورد نظر در رتبه پایین‌تری قرار می‌گیرد. در مورد رضایت مشتریان نکات بسیار مهمی وجود دارد. یکی از تاکتیک‌های موفقیت، صرف زمان بیشتر برای هر مشتری است. بهتر است درتمام راهکارهای افزایش کسب‌وکار این استراتژی ساده را در نظر گرفت. اما برای ایجاد روابط واقعی با مشتریان باید زمان زیادتری صرف کنید.

۲. اجرای سیستم‌های بازخورد

 مشتریان دوست ندارند نادیده گرفته شوند یا مورد بی‌اهمیتی صاحبان کسب‌وکار واقع شوند. تنها می‌خواهند خواسته‌هایشان از سوی آنها شنیده و برآورده شود. فراهم کردن فضایی برای مشتریان برای مطرح کردن نیاز ها، نقش مهمی در ایجاد تجربه مشتری مثبت ایفا می‌کند. سیستم‌هایی مانند نظرسنجی یا مطرح کردن سوال درباره بازخورد از مشتریان قدیمی کمک خواهد کرد تا از نظرات آنها درباره کسب‌وکار، محصولات و خدمات ارائه شده، اطلاع پیدا کنید. مشتریان نظرات عالی نسبت به کسب‌وکار و حمایت از آن در اختیار شما قرار می‌دهند که می‌توانید در صورت نیاز با استفاده از پیشنهادهای ارائه شده، در کارهای خود تجدید نظر کنید. اگر اخیرا با مشتریان قدیمی در ارتباط نبوده‌اید پس طی تماس تلفنی احوال مشتری را جویا شوید و به هیچ وجه از کار صحبتی به میان نیاورید. ارتباط تلفنی روش فوق‌العاده‌ای است برای برقراری ارتباط مجدد با افرادی که مدت‌ها از آنها خبر ندارید و در ارتباط نبوده‌اید. به‌عنوان مثال می‌توانید با ارسال کارت دعوت یا دیگر یادگاری‌های کوچک با مشتریان قدیمی در ارتباط باشید تا متوجه شوند که برای زمان و نظرات آنها ارزش بسیار قائل هستید.

۳. رفتار خوب و مودبانه

یک روش دیگر برای جلب رضایت مشتریان قدردانی و تشکر کردن از آنها است اما غافلگیری راهکار تاثیرگذارتری است. افراد هرگز اتفاقات خوشایند و غیرمنتظره‌ای را که در زندگی برایشان اتفاق می‌افتد، فراموش نمی‌کنند و مهربانی تاثیر دائمی بر جای خواهد گذاشت. سعی کنید با ایجاد خلاقیت و نوآوری در کسب‌وکار، عملکردی متفاوت‌تر از دیگران داشته باشید و تشکر و حق شناسی از مشتریان را در دستور کار خود قرار دهید. برای مثال در برخی کسب‌وکارها حتی می‌توان برای مشتریان خاص، پرواز خصوصی با هواپیما جت، دیدن پشت صحنه یک کنسرت بزرگ، بلیت تماشای مسابقات ورزشی مهم و کارت تبریک تولد به همراه هدیه کوچکی را در نظر گرفت.

۴. ارائه خدمات پیشگیرانه

اگر تصور می‌کنید خدمات مشتری مهم‌ترین کاری است که می‌توان برای کمک به رشد هر کسب‌وکاری انجام داد، کاملا درست متوجه شده‌اید. نکاتی در مورد ارائه خدمات به مشتریان وجود دارد که در هر کسب‌وکاری باید آنها را آموخت. یکی از آن نکات، سبکی از خدمات مشتری یعنی «خدمات پیشگیرانه» است که با پیش‌بینی مشکلات احتمالی قبل از وقوع، می‌توان مانع روی دادن برخی از اتفاقات شد. می‌توانید کارهای ساده‌ای انجام دهید برای مثال پیش از اینکه مشتریان با شما تماس بگیرند و سوالات یا خواسته‌های خود را مطرح کنند با آنها در ارتباط باشید تا متوجه نیازها و پرسش هایشان شوید. فعال بودن و ایجاد روابط و گفت‌وگو با مشتریان، نشان‌دهنده آگاهی و احترامی است که برای مشتریان قائل هستید. مشتریان هیچ علاقه‌ای به تماس مکرر برای درخواست کمک از سوی شما ندارند. مشتریان گذری موجب افزایش رشد کسب‌وکار نخواهند شد. در حقیقت مشتریان بیشتر دوست دارند در تعامل با یک کسب‌وکار مرکز توجه باشند و برایشان زمان زیادی گذاشته شود نه اینکه بنگاه اقتصادی در معامله با مشتری، تمام سود خود را در یک داد و ستد خلاصه کند. حفظ مشتریان برای موفقیت هر کسب‌وکار پایداری، ضروری است. بیاموزید که چگونه مشتریان خود را به مشتری وفادار تبدیل کنید و همچنین از طریق دوره‌های آموزشی و مکانیزم‌های عملیاتی گسترده، در سازمان خود طرح‌های جذب، حفظ و نگهداری مشتری را به اجرا در آورید. سرنوشت سازمان خود را خود در دست بگیرید و متکی بر شانس نباشید. سرمایه‌گذاری بر مشتریان، درآمد شما را بیشتر و موفقیت‌تان را در کسب‌وکار تضمین می‌کند. مشتری قلب تپنده سازمان است، برای حفظ مشتریان همه تلاش خود را به‌کار گیرید.

 

منبع: دنیای اقتصاد

ادامه مطلب...
22 آبان 1396

 ویدیو ابزار قدرتمندی در بازاریابی محتوا محسوب می‌شود؛ ولی تولید ویدیوی مناسبی که با مخاطبان به‌خوبی ارتباط برقرار کند، به کمی تخصص نیاز دارد.

 

اگر مقالاتی را که در چند سال اخیر در مورد بازاریابی محتوا نوشته‌ شده‌اند بخوانید، می‌بینید که اغلب آن‌ها روی محتوای ویدیویی تأکید ویژه‌ای دارند. ولی اگر یاد نگرفته باشید که این محتوای ویدیویی را چگونه تولید کنید، تلاش شما در این حوزه فقط به خستگی و دلسردی منجر می‌شود.

محتوای ویدیویی محبوبیت خود را از آنجا به دست آورد که درآمدزایی بالا و هزینه‌ی تولیدی کمی داشت. همچنان که روندهای فناوری رو به گسترش هستند، هزینه‌ی تولید ویدیو نیز پایین‌تر می‌آید. به‌علاوه، ابزارهای ارتقاء محتوا و پیگیری نتایج، به پیشرفت تبلیغات کمک زیادی کرده‌اند و بازاریابان به‌راحتی می‌توانند با قیمتی مناسب، محتوای موفق تولید کنند.

نکته‌ی مهم این است که ساخت ویدیوی موفق، بیش از آنکه مستلزم تخصیص بودجه باشد، به استراتژی خوب بازاریابی نیاز دارد. پس قبل از اینکه همه‌ی کارهایتان را برای شروع فیلم‌برداری رها کنید، یک استراتژی خوب برای مفهوم محتوای بصری خود پیدا کنید.

پیش از تولید ویدیو، خوب فکر کنید

درست مثل همه‌ی محصولات تجاری دیگر که باید مرحله‌ی تست و آزمایش اولیه را بگذرانند، استراتژی شما هم نباید بدون بررسی و تحلیل دقیق، ویدیو را اولویت اول سرمایه‌گذاری‌های بازاریابی‌ قرار دهد. هرچند موتورهای جستجو و رسانه‌های اجتماعی بیش از هر زمان دیگری مردم را به سمت ویدیو سوق می‌دهند و به خرید پلتفرم‌های مخصوص تشویق می‌کنند؛ ولی یک رویکرد متفکرانه، هرگز سریع و نامطمئن پیش نمی‌رود.

محتوای شما تنها در صورتی تأثیرات گسترده‌ای خواهد داشت که به‌خوبی طراحی‌ شده باشد، با قوانین دنیای تجارت سازگاری داشته باشد و پیام پر مفهومی را ارسال کند. در غیر این صورت ویدیوی شما نمی‌تواند بازگشت سرمایه را تضمین کند و تلاش تیم بازاریابی را هدر می‌دهد.

سعی کنید در گروه شرکت‌هایی قرار نگیرید که با ویدیوهای نازل و بی‌کیفیت فراوان، این بازار را پرازدحام کرده‌اند. به چهار مرحله‌ای که در ادامه‌ی مطلب ذکر می‌کنیم توجه کنید و این نکات را در استراتژی بازاریابی خود لحاظ کنید:

استراتژی بازاریابی خود را به‌روز کنید

هر زمان که بخواهید یکی از عناصر استراتژی بازاریابی محتوا را اضافه یا حذف کنید، باید این تغییر را مستند کنید. این کار به شما کمک می‌کند پیش از اینکه به تولید محتوا دست بزنید، جایگاه خود را درک کنید. به‌علاوه باعث می‌شود متوجه شوید چه نوع محتوای خاص، شما را به موفقیت می‌رساند.

هنگامی‌که ویدیو را به اسناد بازاریابی‌ اضافه می‌کنید، دلیل تصمیم خود را برای اختصاص منابع بیشتر به ویدیو توضیح دهید. چه عاملی شما را به سمت این تصمیم سوق داده است؟ از این استراتژی چه هدفی را دنبال می‌کنید؟ برنامه‌ی دقیق شما چیست؟

همه‌چیز را با جزئیات بنویسید: اهداف، پارامترها، نتایج مورد انتظار از آزمایش‌ها، مخاطبان، استراتژی توزیع و ... . این کار را حتماً پیش از شروع ضبط ویدیو انجام دهید. به‌این‌ترتیب راحت‌تر با چالش‌های غیر منتظره روبرو می‌شوید.

مخاطبان خود را بشناسید و شرایط آن‌ها را درک کنید

آیا مخاطبان هدف از رسانه‌های اجتماعی استفاده می‌کنند؟ معمولاً از چه پلتفرمی بیشتر استفاده می‌کنند؟ به‌جز ویدیو، با چه محتوایی بهتر ارتباط برقرار می‌کنند؟

 

محتوای پیشین خود را بررسی کنید. چه آن‌ها که موفقیت‌آمیز بوده‌اند و چه مواردی که شکست‌ خورده‌اند. به‌این‌ترتیب می‌توانید برآورد کنید که چه ویدیویی برای کسب‌وکار شما مناسب است. اگر ویدیوی خود را در یوتیوب پست کنید درحالی‌که اکثر مخاطبان شما از اینستاگرام استفاده می‌کنند، به موفقیت نمی‌رسید. با ارزیابی رفتار مخاطبان، می‌توانید اطمینان حاصل کنید که ویدیوهای شما توسط افرادی که در دایره‌ی هدفتان قرار دارند، دیده می‌شوند.

با قدم‌های کوچک شروع کنید

هرگز در یک روز ، تعداد زیادی ویدیو پشت سرهم پست نکنید! در عوض، فیلم‌ها را به محتوای نوشتاری موجود (مثل پست‌هایی که کارایی بالایی داشته‌اند، یا صفحات خدمات و پشتیبانی وب‌سایتتان) اضافه کنید. صفحات فعلی سایت را ارتقاء دهید و با مقایسه‌ی عملکرد حال و گذشته، دید بهتری نسبت به تغییرات جدید به دست آورید.

فیلم‌های اولیه را کوتاه نگه‌دارید؛ مثلاً در حد ۱۵ تا ۳۰ ثانیه برای شبکه‌های اجتماعی. ممکن است اوایل کار اصلاً نیازی به فیلم‌برداری نداشته باشید و بتوانید با استفاده از عکس‌ها و تصاویر (و گاهی چند جمله‌ی متنی) یک ویدیوی ساده تولید کنید. ممکن است مخاطبان شما از یک اسلایدشو لذت ببرند؛ ولی برای موفقیت استراتژی بازاریابی، نیازی نیست با اسپیلبرگ قرارداد ببندید!

تست، تست و تست

فرض کنیم شما از ویدیوهای کوتاه شروع کرده‌اید و حالا چندین ویدیوی باکیفیت تولید کرده‌اید که موردعلاقه‌ی مخاطبان قرار گرفته‌اند. تبریک می‌گوییم؛ ولی هنوز کار به پایان نرسیده است. فقط به این دلیل که برخی از ویدیوهای شما با استقبال مشتریان مواجه شده‌اند، به این معنی نیست که همیشه همه‌ی فیلم‌هایتان کارآمد خواهند بود.

به‌جای تکیه به موفقیت‌های موقت و نامطمئن، به‌طور مداوم رویکرد خود را ارزیابی کنید و در صورت لزوم کارتان را اصلاح کنید. عملکردتان را بررسی کنید، روی محتوای جدیدتان تست A/B انجام دهید و هر زمان که فاکتورهای مورد آزمایش به شما اشاره می‌کنند، تغییرات لازم را اعمال کنید.

طرحی را که در مرحله‌ی اول نوشته بودید به یاد دارید؟ با به‌روزرسانی این طرح، تایم لاین موفقیت محتوای ویدیویی خود را مشاهده می‌کنید. اگر ویدیوهای شما موفق به نظر می‌رسند ولی هنوز نتوانسته‌اید به اهداف اصلی دست پیدا کنید، داده‌ها را چک کنید و در صورت لزوم، روش کارتان را عوض کنید.

محتوای ویدیویی می‌تواند ابزار قدرتمندی برای بازاریابی شما باشد؛ ولی مثل همه‌ی ابزارهای مؤثر، به تخصص نیاز دارد. شما با پیروی از این مراحل ساده، می‌توانید درآمد بازاریابی‌تان را در این بخش به حداکثر برسانید.

 

منبع: زومیت

ادامه مطلب...
21 آبان 1396

برند علی بابا یکی از مشهورترین فروشگاه ها و مراکز تجارت آنلاین در سراسر جهان است. امروزه با مشاهده پیشرفت خیره کننده شرکت های چینی در حوزه های مختلف اقتصادی حضور یک فروشگاه چینی در فهرست پرفروش ترین فروشگاه های آنلاین چندان دور از ذهن نیست. بر همین اساس و با توجه به موفقیت های مداوم این شرکت چینی در این مقاله لیدیا بِلانگر به بررسی شیوه بازاریابی علی بابا پرداخته است.

 

نخستین نکته مهم در مورد شیوه بازاریابی علی بابا اتکای آن روی خلق مناسبت های جدید است. اگر زمانی مناسبت های سنتی بهانه ای برای فروش ویژه و تخفیف های عرضه کنندگان بود، اکنون علی بابا هرگاه که بخواهد انگیزه های خرید قوی در مخاطب خود ایجاد می کند.

شاید در ابتدا باور اینکه یک شرکت مناسبت خلق کند، اندکی دشوار باشد. با این حال نگاهی به تقویم های بین المللی گواه از وجود خیل عظیمی از روزهای ویژه دارد. برای مثال هشتم نوامبر روز جهانی کاپوچینو نامگذاری شده است. عجیب تر اینکه چنین روزهایی به شدت مورد توجه مردم و رسانه ها هستند. به گزارش گاردین، هشتگ روز جهانی کاپوچینو همیشه در هشت نوامبر جزو برترین های توییتر قرار دارد. درست مانند هالووین و عید شکرگزاری که شهرت بیشتری دارند و فروشگاه ها از آن برای فروش هرچه بیشتر استفاده می کنند، عیدهای تاسیسی علی بابا نیز چنین کاربردی یافته اند.

هدف اصلی علی بابا از خلق عید، تکرار مداوم فرآیندی است که به طور معمول تنها در جمعه سیاه اتفاق می افتد. در این روز نزدیک به عید شکرگزاری تخفیف های ویژه ای از سوی فروشگاه ها اعلام می شود. این امر هجوم مشتریان به مراکز خرید را در پی داشته و سود شرکت ها را تا حد زیادی بالا می برد. نقطه آغاز فعالیت بازاریابی علی بابا اینجاست: اگر یک بار در جمعه سیاه مشتریان زیادی جذب می شوند، چرا نتوان هر ماه این کار را کرد؟

اگر فرهنگ اروپایی و آمریکای شمالی چنین مناسبت هایی دارد، بدون شک نگاهی به فرهنگ های دیگر شما را با تعداد بالایی از روزهای خاص مواجه می کند. روز جهانی دانشجویان، پرستاران، حفاظت از گونه های در حال انقراض و حتی مجردها در انواع فرهنگ های آسیای شرقی وجود دارد. جالب اینکه تمام فروشگاه های محلی در چنین مناسبت هایی تخفیف های ویژه به مشتریان ارائه می کنند. حال فرض کنید یک شرکت تمام این مناسبت ها را با هم ترکیب و عیدهای تازه ای نیز خلق کند.

سال گذشته علی بابا درآمدی معادل 17.8 میلیارد دلار از فروش های ویزه مناسبتی اش به دست آورد. نکته شگفت آور کسب 1.4 میلیارد دلار از این مبلغ در کمتر از هفت دقیقه ابتدایی فروش هاست. اگر زمان بندی را از هفت دقیقه به یک ساعت ابتدایی تغییر دهیم، آمارها از مبلغ 5 میلیارد دلار حکایت خواهند کرد. به منظور درک بهتر این ارقام باید نگاهی به کل فروش حاصل از جمعه سیاه سال گذشته بازار آمریکا بیندازیم. گزارش ها حاکی از فروش 6.8 میلیارد دلاری در جمعه سیاه هستند. نتیجه گیری ساده این بخش توانایی تداوم درآمدهای بالا با برنامه ریزی و اتخاذ راهبرد مناسب است. پرسش اصلی اما چیستی و ماهیت چنین راهبردی است. در ادامه برخی از جهت گیری های موفق علی بابا مورد بررسی قرار خواهد گرفت.

تقویم مناسبت ها

بسیاری از شرکت ها از تقویم های دقیق به منظور برنامه ریزی تمامی روزها و ساعت های کاری استفاده می کنند. در مورد علی بابا تقویم مناسبت ها مفهومی کلیدی است. این تقویم مخصوص مناسبت های خلق شده شرکت است و هر سه ماه یک بار از سوی هیأت مدیره در موردش تصمیم گیری می شود. به این ترتیب هر سه ماه برنامه آتی شرکت تعیین و تدارکات لازم مهیا می شود.

اگرچه رسانه ها بیشتر روی مناسبت های مذهبی تاکید دارند، با این حال سیاست علی بابا در جهت ایجاد تمایز با تاکید بر سایر عیدهای موجود است. از نظر حقوقی در بسیاری از کشورها هر سازمان یا جمعیت انسانی حق ایجاد روزهای خاص یا عید را دارد. بر همین اساس گاهی اوقات با عبارت های عجیبی مانند روز جهانی لیوان قهوه (ماگ) در سایت علی بابا مواجه می شویم.

شاید در نگاه نخست بسیاری از مناسبت ها دارای نام های تصادفی باشند. به عنوان مثال روز جهانی غذای چینی نباید مبتنی بر پیشینه فکری خاصی باشد. با این حال در دنیای کسب وکار هیچ چیز بی حساب و کتاب نیست. استفاده علی بابا از روز جهانی آدامس، قهوه یا بیسبال به طور کامل در جهت فروش محصولات مرتبط به این حوزه براساس ملاحضات ویژه ای است. اگر قصد اقتباس از الگوی علی بابا را دارید، توجه به وضعیت انبارتان اهمیت ویژه ای دارد.

در واقع مناسبت ایجادشده باید در راستای فروش محصولات اضافی انبار باشد و توجه داشته باشید که محصولات اضافی انبار لزوما به معنای کالاهای بی کیفیت نیست. به عنوان مثال میزان فروش پیراهن تیم کلیولند در تعطیلات پایان فصل با اندکی افت مواجه می شود. در این میان اختصاص تخفیف های 20 تا 40درصدی برای این محصول نقش مهمی در جذب مشتری خواهد داشت.

شاید تخفیف های ویژه در نگاه بسیاری از اهالی کسب وکار حذف بخش عمده ای از سودشان باشد. با این حال این کار بیشتر نگره افراد خارج از گود کسب وکار فروشگاهی است. به عبارت دقیق همه تخفیف های ویژه براساس هماهنگی قبلی با تولیدکننده اولیه محصول صورت می گیرد. به این ترتیب اگرچه سود شما به ازای هر محصول کاهش می یابد، اما کاملا صفر یا منفی نخواهد شد. همچنین باید توجه داشت که سود اصلی در چنین فروش هایی به تعداد بالای آن بستگی دارد.

اهمیت تکنولوژی

وقتی فروش های گسترده در سطح جهانی را مدیریت می کنید، اطمینان از عملکرد مطلوب سیستم های ارتباطی، ارسال محصولات و پشتیبانی مشتریان الزامی است. حتی فکر کردن به اخلال سیستم سفارش گیر علی بابا یا آمازون برای چند ساعت نیز وحشتناک است. ضررهای مالی حاصل از چنین اتفاقی شاید در نگاه نخست اندک باشد، اما تاثیر روانی شان روی مخاطب پایدار و حذف نشدنی خواهد بود.

یکی از الزامات کسب درآمد مطلوب در حوزه فروش جمعی سازگاری با عرصه های جدید ارتباطی است. اپ های موبایلی یکی از این عرصه های نوین است. با طراحی چنین اپ هایی امکان سفارش حتی در محل کار یا وسایل حمل ونقل عمومی هم برای مشتریان فراهم می شود.

قدردانی از مشتریان وفادار

علی بابا به مشتریان پس از هر 10 خرید بن تخفیف ارائه می دهد. دیگر رقبای این برند مانند آمازون و eBay نیز از چنین شیوه ای حمایت می کنند. چنین جهت گیری هایی عمدتا در راستای تقدیر از مشتریان ثابت دنبال می شود. هرچند اهدافی مانند ترغیب مشتریان به خرید بیشتر هم در پشت چنین اقدامی نهفته است، با این حال نباید انتظار داشت فردی 9 خرید انجام دهد تا در نهایت از تخفیف یا هدیه ای رایگان بهره مند شود. چنین هدیه هایی تنها یک سیگنال نمادین در راستای تصویرسازی از اهمیت وفاداری طرف مقابل به شرکت است.

ریچارد استیونسن یکی از طراح های حرفه ای فروشگاه های آنلاین و متخصص بازاریابی اینترنتی است. وی در مورد سیاست علی بابا در جذب مشتریان جدید بر اهمیت بازاریابی غیرمستقیم تاکید دارد: «همه ما تجربه توصیه خرید کالایی خاص از سوی دوستان یا اعضای خانواده مان را داریم. این اتفاق به ظاهر ساده حاصل بازاریابی پیچیده ای تحت عنوان مشتری محوری است. بر این اساس به جای صرف هزینه های تبلیغاتی fفزاینده روی توانایی هر کدام از مشتریان در اقناع طیف وسیعی از افراد پیرامون شان تاکید می شود. علی بابا و اپل بهترین نمونه ها در استفاده از چنین شیوهایی هستند».

ویژگی مهم علی بابا در مورد ارسال بسته های هدیه برای مشتریان نحوه تحویل شان است. به عبارت دقیق تر، اگر مدت زمان ارسال هر سفارش در حالت عادی یک روز است، برای هدیه های ویژه به کمتر از سه ساعت تقلیل می یابند. اوج هنرنمایی علی بابا در سال 2015 بود که به یکی از کاربرهای خود به مناسبت صدمین سفارش اش در کمتر از یک ساعت هدیه ای اهدا کرد.

شاید به عنوان یک برند تازه کار یا کوچک توان اجرای طرحی مشابه علی بابا را نداشته باشید، با این حال الگوبرداری محدود از ایده های بزرگ به خودی خود عرصه را برای پیروی از چشم اندازی مطمئن در حوزه فروش جمعی مهیا خواهد کرد.

 

منبع: فرصت امروز

ادامه مطلب...
20 آبان 1396

بودجه تبلیغات معمولا زیرمجموعه ای از بودجه فروش و آن نیز زیرمجموعه بودجه بازاریابی است. تبلیغات بخشی از فعالیت های فروش و بازاریابی است. پولی را که در تبلیغات خرج می شود، می توان سرمایه گذاری برای ساخت کسب و کار محسوب کرد. در همین راستا در این مقاله به نقل از chetor با بهترین روش های تخصیص بودجه تبلیغات آشنا می شوید.

 

برای آنکه بودجه تبلیغات با اهداف پیشبردی و بازاریابی هم راستا باشد، صاحب کسب وکار باید به چندین سوال مهم پاسخ بدهد:

1-مصرف کننده هدف کیست؟ چه کسی علاقه مند به خرید محصول یا دریافت خدمات است و مشخصه های دموگرافیک این مصرف کننده چیست؟  (مشخصه های دموگرافیک به مواردی همچون سن، وضعیت اشتغال، جنسیت، نگرش ها و... اشاره دارد). در بسیاری موارد، ساختن پروفایل مصرف کننده کمک می کند به ایده ای انتزاعی همچون «مصرف کننده هدف» شخصیت ببخشید تا بعدا بتوانید در شکل دهی پیام  تبلیغاتی از آن استفاده کنید.

 2-بهترین رسانه  برای دسترسی به مشتری چیست؟

3-چه کارهایی باید انجام شود تا مشتری هدف راضی به خرید محصول شود؟ محصول، احساسات مشتری را هدف می گیرد یا منطق او را؟ چه چیزی مشتری هدف را به خرید محصول ترغیب می کند؟

4-رابطه هزینه های پرداخت شده برای تبلیغات و میزان تاثیر کمپین تبلیغاتی بر خرید محصول یا دریافت خدمات چگونه است؟ به بیانی دیگر، به ازای هر هزارتومانی که برای تبلیغات خرج می شود، قرار است چقدر سود به دست آید؟

با پاسخ دادن به این سوالات، می توانید شرایط بازارِ پیش بینی شده را بهتر تعریف کنید و اهدافی را که شرکت می خواهد از طریق کمپین تبلیغاتی به آن دست یابد، بشناسید. هنگامی که تحلیل شرایط بازار کامل شد، شرکت باید میزان بودجه کارها را مشخص کند.

شیوه های تخصیص بودجه تبلیغات

برای مشخص کردن میزان بودجه تبلیغات از روش های زیادی استفاده می شود. باید توجه داشته باشید بسته به موقعیت، اغلب آن روش ها به شیوه های مختلفی با هم ترکیب می شوند. به همین دلیل، نباید آنها را قطعی و تغییرناپذیر بپندارید بلکه باید آنها را همچون بلوک هایی در نظر بگیرید که می توانید ترکیب شان کنید، تغییرشان بدهید یا در صورت لزوم ردشان کنید. به یاد داشته باشید کسب وکار باید منعطف باشد، یعنی هروقت بازار و مشتری خواهان تغییر باشند، کسب وکار هم آماده تغییر مسیر و اهدافش باشد.

موارد زیر، مهم ترین روش های تخصیص بودجه تبلیغات هستند:

۱- روش درصدی از فروش

به دلیل سادگی، کسب وکارهای کوچک اغلب از روش «درصدی از فروش» استفاده می کنند. در این روش، مسئول تبلیغات درصدی از فرو ش های گذشته یا فروش های پیش بینی شده آینده را برمی دارد و به تبلیغات اختصاص می دهد. منتقدان این روش می گویند استفاده از فروش گذشته برای تهیه بودجه تبلیغات بیش ازحد محافظه کارانه است و ممکن است مانع رشد شود. بااین حال، شاید این روش برای کسب وکارهای کوچکی که مالکان شان گمان می کنند نمی توانند درآمدهای آینده را با اطمینان پیش بینی کنند، مطمئن تر باشد. از طرف دیگر، کسب وکارهای ساختاریافته با الگوهای سود مشخص، هنگام محاسبه هزینه تبلیغات معمولا از فروش پیش بینی شده استفاده می کنند. این روش مخصوصا زمانی می تواند مفید باشد که شرکت هنگام برآورد بودجه، در صورت امکان فروشش را با فروش رقبایش مقایسه کند.

۲- روش اهداف و کارها

به دلیل اهمیت اهداف در کسب وکار، استفاده از روش «اهداف و کارها» از دید بسیاری افراد معنادارتر است و به همین دلیل بیشتر کسب وکارهای بزرگ از آن استفاده می کنند. مزیت این روش آن است که مسئول تبلیغات می تواند هزینه های تبلیغات را به اهداف کلی بازاریابی مربوط کند. این ارتباط مهم است زیرا موجب می شود تمرکز اصلی روی اهداف کسب وکار باقی بماند.

در این روش، ابتدا باید اهداف بازاریابی واضحی که اغلب در «پیشنهاد فروش» بیان شده اند، تعیین و سپس اهداف تبلیغاتی مکمل که در «بیانیه جایگاه» ذکر شده اند، مشخص شوند. پس از تعیین اهداف، مسئول تبلیغات مشخص می کند که رسیدن به آنها چقدر هزینه دارد. البته در این روش باید واقعیت های مالیاتی هم در نظر گرفته شوند.

هزینه های دستیابی به برخی اهداف (برای مثال گسترش سهم بازار منطقه ای به میزان ۱۵ درصد در یک سال) ممکن است فراتر از ظرفیت کسب وکارهای کوچک باشد، در چنین مواردی صاحبان کسب وکار باید اهداف کوچک تری تعیین کنند تا با موقعیت مالی شان سازگار شود.

۳- روش برابری با رقبا

خوب است کسب وکارها ضمن در نظر داشتن اهداف خود، هزینه های تبلیغاتی شان را نیز با رقبا مقایسه کنند. در این روش فرض می شود اگر کسب وکاری از میزان هزینه  های مربوط به تبلیغ محصولات و خدمات  رقبایش آگاه باشد، ممکن است برای اینکه در عرصه رقابت باقی بماند، بخواهد به همان میزان برای تبلیغات خودش هزینه کند. البته تقلید از رقیب، همیشه خردمندانه ترین روش نیست و پا جای پای دیگر شرکت ها گذاشتن، دقیقا همان خروجی را نتیجه نمی دهد و بیشتر بستگی دارد که پول ها چگونه خرج می شوند اما، تعیین بودجه تبلیغات متناسب با بودجه ای که سایر رقبا به این کار اختصاص می دهند، شروعی منطقی است.

۴- روش سهم بازار

مانند روش برابری با رقبا، این روش نیز بر روندهای بازار بنا شده است. در این روش، کسب وکارها سهم بازارشان را برابر با هزینه های تبلیغات قرار می دهند. منتقدان این روش اعتقاد دارند شرکت هایی که برای تعیین بودجه تبلیغات از سهم بازار استفاده می کنند، تبلیغات شان را بر مسیری تصادفی پیش می برند که به اندازه کافی در جهت اهداف آینده نیست.

۵- روش فروش واحد

در این روش شرکت ها هزینه تبلیغات یک محصول خاص را در تعداد محصولاتی که می خواهند بفروشند، ضرب می کنند. البته این روش فقط زمانی موثر است که هزینه تبلیغ یک واحد به تنهایی و به شکلی منطقی، قابل محاسبه باشد.

۶- روش همه سرمایه های در دسترس

در این روش هجومی، همه سودهای در دسترس به اهداف تبلیغاتی اختصاص داده می شوند. این کار ممکن است برای کسب وکارها خطرناک باشد زیرا عملا هیچ پولی صرف کمک به رشد کسب وکار در زمینه هایی مانند خرید فناوری های جدید، گسترش نیروی کار و... نمی شود. با این حال این روش هجومی  گاهی اوقات (مثلا زمانی که کسب وکاری نوپا تلاش می کند تا آگاهی مصرف کننده را از محصول یا سرویسش افزایش بدهد) مفید است. اما کسب وکاری که از این روش استفاده می کند، باید مطمئن باشد که استراتژی تبلیغاتی موثری را به کار می گیرد و سرمایه ای را که می تواند صرف گسترش کسب وکار کند، هدر نمی  دهد.

۷- روش توانایی

 

در این روش گروه تبلیغات، بودجه را طبق توانایی  اش در پرداخت تنظیم می کند. البته فهمیدن اینکه یک کسب وکار کوچک چقدر می تواند در قلمروی تبلیغات هزینه کند، معمولا کار دشواری است که نیاز به در نظر گرفتن هدف های بالاتر، رقبا، میزان حضور در بازار، واحد فروش، روند فروش، هزینه عملیات و... دارد.

منبع: فرصت امروز

ادامه مطلب...
صفحه1 از23