جلسه شورای علمی گروه پژوهشی مدیریت کسب و کار جهاد دانشگاهی آذربایجان غربی تشکیل شد.

به گزارش چاپ و نشر به نقل از ایسنا، دکتر امین رستم زاده، سرپرست جهاد دانشگاهی آذربایجان غربی در این جلسه که در محل جلسات معاونت پژوهشی واحد برگزار شد گفت: پژوهش‌های بازار کسب و کارها از ابعاد مختلفی چون روانشناسی بازار، ذائقه شناسی رفتارسنجی، مخاطب سنجی و از اولویت‌های پژوهشی گروه مدیریت کسب و کار بوده و باید بصورت جدی مورد توجه قرار گیرد.

وی اظهار کرد: در عرصه رقابت در فضای اقتصادی حاکم بر کسب و کارها چه در داخل و خارج کشور، تولید محصول با کیفیت متناسب با نیاز و ذائقه بازار و مصرف کنندگان یکی از ضروریات امر است که مدیران کسب و کارها مجاب به توجه جدی به آنها هستند.

وی بازاریابی را حلقه رابط بین تولید کننده و مصرف کننده عنوان کرد و افزود: بازاریابی بعنوان علمی نوپا در اقتصاد کشور ومباحث مدیریت کسب و کارها می‌تواند فواید متقابل هم برای حمایت از تولیدکنندگان برای ایجاد و توسعه بازارهای جدید برای کسب و کارها و هم برای مصرف کنندگان جهت پاسخ ملموس به نیازهای در حال تغییر خریداران و مخاطبان و مشتریان کسب و کارها داشته باشد.

عضو گروه پژوهشی مدیریت کسب و کار واحد ادامه داد: کسب و کارها و در مجموع صنایع کشور برای خروج از رکود اقتصادی حاکم چاره‌ای جز ورود علمی و تخصصی به مباحث متنوع بازار از جمله بازاریابی تولید محور نداشته و باید در دریای متلاطم رقابت اصول بازاریابی نوین را از ابتدای چرخه تولید، توزیع و فروش مدیریت کسب و کارشان مدنظر قرار دهند تا بتوانند وارد فاز صادراتی و رقابت بین المللی شوند.

دکتر رستم زاده آذربایجان غربی را به لحاظ قرار گرفتن در موقعیت خاص جغرافیای و همسایگی با کشورهای همسایه یکی از پتانسیل‌های توسعه بازارهای جدید در کشورهای خارجی برای کسب و کارهای منطقه‌ای و ملی و محصولات تولیدی در دو سطح عنوان کرد و افزود: گروه پژوهشی مدیریت کسب و کار واحد با بهره گیری از توان علمی اعضای متخصص در حوزه‌های تحلیل بازاریابی، مدیریت، حقوق بازار و فضای حقوقی تجارت و کسب و کارها و می‌تواند بصورت علمی خلاء بازاریابی کسب و کارها و صنایع استان و حتی کشور را برطرف کند.

وی افزود: گروه مدیریت کسب و کار جهاد دانشگاهی واحد آذربایجان غربی باید مدل مدیریتی و ارائه خدمات تخصصی خود را به گونه‌ای طراحی کند تا قابلیت علمی عملی مؤثرتر جهت ارائه مشاوره به صنایع و شرکتهای بزرگ و کوچک و انواع کسب و کارها برای ایجاد ارزش افزوده در زنجیره ارزش محصولات در حوزه‌های کارآفرینی، مدیریت کسب و کار و بازاریابی داشته باشد.

سرپرست جهاد دانشگاهی آذربایجان غربی با اشاره به اینکه بازار از تمامی ابعاد در کشور مغفول و مجهول علمی و عملی است خاطرنشان کرد: ضعف بازاریابی نه تنها در حوزه کسب و کارها و صنایع تولیدی بلکه در حوزه محصولات کشاورزی نیز بالعینه احساس می‌شود که ضروری است با ایجاد کارگروه‌های تخصصی بازاریابی در سطح استان مشکل عمده صنایع و تولیدکنندگان استان رفع شود و جهاد دانشگاهی استان می‌تواند در این خصوص نقش آفرینی و جایگاه ویژه ای داشته باشد.

وی راه‌اندازی گروه تحقیقاتی و پژوهشکده و خصوصاً مرکز رشد در این حوزه را از برنامه‌های آتی این واحد اعلام کرد.

در ابتدای این جلسه دکتر ولی زاده، معاون پژوهشی واحد با ارائه گزارش از عملکرد گروه مدیریت کسب و کار و پروژه‌های های مشترک هر سه گروه معاونت خاطرنشان کرد: بر اساس پیگیری به عمل آمده موافقت قطعی و تبدیل وضعیت گروه‌های موجود در ۶ ماهه اول از اولویت‌های کاری این معاونت است.

وی خاطرنشان کرد: برای ارتقا درآمد و اخذ طرح‌های پژوهشی باید اهتمام و نگاه ویژه‌تری نسبت به سال گذشته از سوی پژوهشگران گروه مدیریت کسب و کار صورت پذیرد.

معاون پژوهشی واحد با اشاره به اهمیت بازار در بخش‌های مختلف دولتی و خصوصی خاطر نشان کرد: عدم وجود و تربیت نیروی متخصص علمی و عملی یکی از مشکلات عمده کاری در این حوزه است و گروه باید در این حوزه جذب نیرو داشته باشد.

در ادامه اعضای گروه پژوهشی مدیریت کسب و کار واحد به بحث و بررسی پیرامون موضوع جلسه پرداختند.

کرمان در پی برندسازی

برندسازی یا برندینگ، راز رونق بازار است و نقش مهمی در جذب مشتری داشته و با متمایز کردن تولیدات منطقه جنوب کرمان از تولیدات سایر مناطق، می‌تواند ارتباطی مداوم و نسبتاً پایدار برای افزایش سطح فروش محصولات کشاورزی ایجاد کند.

به گزارش چاپ و نشر به نقل از ایرنا، برندسازی درواقع، مجموعه‌ای از فرآیندهاست که باعث جذب بیشتر مشتری برای یک محصول و نام تجاری آن می‌شود و صرفاً به طراحی لوگو و تبلیغات نمی‌توان برندسازی گفت چرا که برندینگ مجموعه‌ای از اقدامات است که موجب خاص شدن نام تجاری می‌شود، اقداماتی همچون بسته‌بندی، تبلیغات، بازاریابی، فروش و روابط عمومی نمونه‌ای از برندینگ است که می‌تواند ارزش و جایگاه تجاری یک محصول را در بین مشتریان، افزایش دهد.

جنوب استان کرمان یکی از قطب‌های کشاورزی کشور به شمار می‌آید که سالانه انواع محصولات زراعی و باغی را به سراسر کشور و خارج از کشور صادر می‌کند ولی متأسفانه در این منطقه، بسیاری از محصولات زراعی و باغی که ازنظر کیفیت در سطح بالایی قرار دارند به‌صورت فله‌ای خریداری و به استان‌های دیگر و یا حتی به خارج از کشور صادر و با برند آن شرکت‌ها عرضه می‌شوند لذا نبود برند و نام تجاری مناسب یکی از ضعف‌های کشاورزی منطقه جنوب کرمان است که می‌طلبد سرمایه‌گذاران بخش خصوصی در این بخش ورود کنند.

بسته‌بندی، تنها یکی از فرآیندهای برندسازی به شمار می‌رود که در این دیار به آن توجه نشده است و انتظار می‌رود پس از سال‌ها فله فروشی، تدابیری اتخاذ شود تا بتوان با پیاده کردن چندین برند خاص، اشتغال و ارزش‌افزوده بیشتری نصیب منطقه کرد و ناگفته نماند که در این مسیر، رسانه‌ها می‌توانند بسیار مؤثر واقع شوند.

بسیاری از فعالان اقتصادی دنیا بر این باورند که کارآفرینی و فروش یک محصول، بدون پشتوانه برندینگ و محوریت برند برای آن، یک اشتباه نابخشودنی در تجارت است.

 

تولید محصولات 100 درصد ارگانیک در جنوب کرمان

رئیس سازمان جهاد کشاورزی گفت: بسیاری از محصولات کشاورزی جنوب کرمان 100 درصد ارگانیک است ازاین‌رو محصولی درجه‌یک به شمار رفته و مطمئناً خریداران به دنبال خرید چنین محصولاتی هستند.

سعید برخوری در گفت‌وگو با خبرنگار ایرنا افزود: سالانه چهار و نیم میلیون تن انواع محصولات کشاورزی در هفت شهرستان جنوبی استان کرمان تولید می‌شود که بیشتر این محصولات از کیفیت بسیار بالایی برخوردار است.

وی اظهار داشت: صادر شدن تولیدات کشاورزی این منطقه نشان از کیفیت بالای این محصولات است و می‌طلبد کشاورزان با تشکیل اتحادیه‌های کوچک یا بزرگ اقدام به برندسازی با نام منطقه کنند تا شاهد فروش مطلوب محصولات ارگانیک این منطقه در خارج و داخل کشور باشیم.

وی ادامه داد: با شناخته شدن محصولات باکیفیت این منطقه در خارج از کشور، شاهد جذب مشتریان دائمی خواهیم بود و بی‌شک این نکته مثبت، باعث شکوفا شدن بخش کشاورزی جنوب کرمان می‌شود.

 

دولت، جنوب کرمان را ویژه ببیند

نماینده مردم جیرفت و عنبرآباد در مجلس شورای اسلامی نیز با اشاره به ظرفیت بالای شهرهای جنوبی کرمان در بخش کشاورزی، گفت: مجموعه دولت و مسئولان کشوری باید جنوب کرمان را در یک قالب ویژه‌ای نسبت به سایر نقاط کشور، ببینند.

یحیی کمالی پور افزود: امروز در هر خانواده جنوب کرمانی، چهار یا پنج جوان با تحصیلات کارشناسی و بالاتر وجود دارد اما همه آن‌ها بیکار هستند و ما باید به سمت و سویی حرکت کنیم تا طرح‌های بزرگی با ایجاد اشتغال بالا در منطقه اجرایی شود.

این نماینده مجلس با بیان اینکه بیشتر مردم جنوب کرمان از طریق کشاورزی امرار و معاش می‌کنند گفت: ناپایداری‌هایی که در محصولات کشاورزی این دیار ایجاد می‌شود باعث شده کشاورزان زحمتکش ما به بانک‌ها بدهکار شوند.

کمالی پور تصریح کرد: شرایط اقلیمی، دپوی محصولات و بی‌تدبیری برنامه ریزان ما در حوزه وزارت جهاد کشاورزی موجب شده که نتوانیم یک ساماندهی مناسبی در بخش تولید محصولات کشاورزی داشته باشیم.

وی گفت: متخصصان و نخبه‌های ما باید با ایده‌های کارشناسی شده به این عرصه ورود کنند تا دیگر شاهد نگرانی و دلواپسی کشاورزان نباشیم.

کمالی پور افزود: امسال، بخش صادرات را فعال کردیم و جلوی واردات را گرفتیم و خدا را شکر، الآن شرایط مناسبی در حوزه کشاورزی داریم و باید روی بحث فرآوری و فروش مطلوب محصولاتمان متمرکز شویم.

 

نقطه قوت صادرات ما بسته‌بندی و برندینگ است

مدیر شرکت بازرگانی امیراطلس عنبرآباد هم گفت: 500 تن از انواع محصولات کشاورزی طی یک سال گذشته به خارج از کشور صادر کردیم و درواقع، نقطه قوت صادرات این شرکت، بسته‌بندی و برندینگ است.

ابوذر عارفی افزود: تمامی محصولات صادراتی ما با نام شرکت بازرگانی امیراطلس عنبرآباد به کشورهای یونان، ایتالیا، آلبانی، روسیه، بلاروس، آذربایجان و باکو صادر می‌شوند.

وی تصریح کرد: کدو، گوجه، خیار سبز، بادمجان و فلفل، محصولات صادراتی این شرکت بوده و هم‌اکنون نیز در حال صادرات است.

عارفی گفت: امسال با نیازسنجی بازار، اقدام به کاشت 30 هکتار کدو کردیم که اینک با بسته‌بندی درجه‌یک در شهرستان عنبرآباد با نام شرکت امیراطلس در حال ارسال به کشورهای اورآسیا است.

مدیر شرکت بازرگانی امیراطلس عنبرآباد گفت: با راه‌اندازی این شرکت به‌طور مستقیم برای 140 نفر و به‌طور غیرمستقیم برای 300 نفر اشتغال‌زایی انجام دادیم و نخستین صادرکننده محصول کدو با نام تجاری محلی در منطقه جنوب کرمان هستیم و رمز موفقیت این شرکت، بسته‌بندی درجه‌یک محصولات کشاورزی و تبلیغات است.

 

صنایع فرآوری؛ حلقه مفقوده کشاورزی جنوب کرمان

صادرکننده محصولات گلخانه‌ای جنوب کرمان، حلقه مفقوده کشاورزی این دیار را صنایع فرآوری برشمرد و گفت: در صورت ایجاد صنایع تبدیلی، زمینه اشتغال جدید و ارزآوری بیشتری برای منطقه حاصل می‌شود.

مستر حمزه جاپی افزود: این منطقه ظرفیت‌های نهفته زیادی در بخش کشاورزی دارد که پنهان مانده‌اند لذا مسئولان باید از این ظرفیت‌ها در جهت اعتلای منطقه استفاده کنند.

وی تصریح کرد: سال گذشته 500 تن محصول گلخانه‌ای به کشورهای روسیه و آذربایجان صادر کردیم.

این صادرکننده محصولات گلخانه‌ای، نبود صنایع فرآوری را مشکل مهم کشاورزی برشمرد و گفت: در زمینه تولیدات محصولات کشاورزی هیچ مشکل و کمبودی نداریم ولی در زمینه بسته‌بندی و فرآوری دچار ضعف هستیم.

 

توسعه کشاورزی؛ ریشه‌کن شدن فقر

یک کارگر گلخانه در جنوب استان با بیان اینکه گلخانه‌ها فقر را ریشه‌کن می‌کنند، گفت: 90 درصد کارگران شرکت بازرگانی امیراطلس عنبرآباد، زن سرپرست خانوار هستند که به لطف پرودگار مشغول به کار بوده و حقوق بگیر هستند.

مرجان عباسپور با بیان اینکه پنج سال در شرکت امیراطلس مشغول به کار هستم، اظهار داشت: هم اکنون با دریافت حقوق ماهیانه مخارج زندگی خود را تامین می کنم و می خواهیم مسئولان از این کارها حمایت کنند تا فرزندان ما سرگرم کار و تلاش شده و به کارهای خلاف کشیده نشوند.

وی بیان کرد: بسیاری از افرادی که در این شرکت کار می کنند قبلا از شرایط خوبی برخوردار نبوده اند ولی امروز به لطف پروردگار دارای زندگی نسبتا خوبی هستند.

به گزارش چاپ و نشر به نقل از مهر، یک کارشناس بازاریابی گفت: بسیاری از کسب‌وکارهای نوپا در سال ۱۳۹۷ به دلیل بی‌ثباتی وضعیت اقتصادی، دچار افول شدند و ورشکستگی آن‌ها قابل پیش‌بینی بود، در مورد دلایل این افول توضیح داد.

در حقیقت، بسیاری از کسب‌وکارها ممکن است به‌خاطر کمبود انگیزه، تنبلی، شریک شدن با افراد نادرست و خود را مقصر بدانند، اما حقیقت اینجا است که شکست یک استارت آپ، تنها توابعی از این اتفاقات نیست، بلکه حقایقی در میان است که می‌توانست، شکست آن‌ها را پیش‌بینی کند.

در بررسی‌های انجام‌شده مشخص شد بسیاری از استارت آپ‌ها در بحران‌های مالی در سراسر جهان به دلایل زیر دچار افول شدید یا ورشکستگی شده‌اند.

 

۱. آن‌ها نمی‌دانند چگونه، درست برنامه‌ریزی کنند

کمبود برنامه‌ریزی برای زمانی است که شما اهمیت و ارزش برنامه‌ریزی را نادیده می‌گیرید و خود را برای یادگیری روش‌های برنامه‌ریزی، به‌زحمت نمی‌اندازید. یک برنامه‌ریزی خوب باید هم اهداف کوتاه‌مدت و هم اهداف بلندمدت را در برگیرد و همچنین روشی برای اندازه‌گیری اهداف و نتایج باشد. این برنامه‌ریزی باید دارای موارد لیست شده مشخص، معیارها و مراحل برجسته باشد.

 

۲. آن‌ها نحوه رهبری کردن را نمی‌دانند

رهبری کردن شامل انگیزه دادن و الهام بخشیدن به کارکنان خود است. این رهبری با ایجاد کردن اعتمادبه‌نفس در افراد و کمک به آن‌ها شروع می‌شود. رهبر یک نیاز ضروری است که بدون آن تصمیم‌گیری درست و فعالیت‌های تأثیرگذار مشکل است. رهبر روی همه جنبه‌های یک تجارت تأثیر می‌گذارد، از نحوه کار کارکنان گرفته تا نحوه سازمان‌دهی عملیات.

به یاد داشته باشید، این کارمندان هستند که یک استارت آپ را از بحران‌ها نجات می‌دهند، نه مدیر آن!

 

۳. آن‌ها نمی‌دانند که چگونه افراد را مدیریت کنند

شکست در زمینه مدیریت افراد، از بی‌توجهی به پیشنهادات، شکایت‌ها و انتقادات شدید تحت عنوان بازخورد سازنده ناشی می‌شود. این عامل نه‌تنها روحیه کارکنان را پایین می‌آورد بلکه سبب کاهش کار تیمی و بهره‌وری خواهد شد.

 

۴. آن‌ها نمی‌دانند که چگونه بازاریابی کنند

بازاریابی با یادگیری راهکارهای تبلیغاتی شروع نمی‌شود بلکه با تمایز محصولات شروع می‌شود. بازاریابی به این معنی است که یک شرکت بتواند به‌طور واضح و روشن تفاوت محصول خود با دیگر محصولات موجود در بازار را نمایش دهد. در غیر این صورت تبلیغ کردن کار اشتباهی است.

 

۵. آن‌ها نمی‌دانند که چگونه بر مشتریان چیره شوند

اگر تجارتی مشتریان خود را به‌خوبی نشناسد و با آن‌ها به‌خوبی رفتار نکند، هیچ امیدی برای موفقیت نخواهد داشت. پیروز شدن بر مشتریان با درک نیازهای مصرف‌کننده و تلاش برای رفع این نیازها شروع می‌شود. خوب رفتار کردن با مشتریان هنگام مراجعه آن‌ها از طریق دنبال کردن بهترین الگوهای رفتاری شروع می‌شود.

یادگیری ماشین امروزه تقریبا در تمامی صنایع جهان وارد شده است و حتی شاخه‌های متعدد کسب‌وکار نیز می‌توانند از آن بهره ببرند.

در دنیای امروز فناوری، اخبار و مقاله‌های پیرامون یادگیری ماشین، بیش از همیشه ما را احاطه کرده‌اند. تقریبا هر صنعتی از این فناوری صحبت می‌کند. اکثر متخصصان و کارشناسان نیز تلاش می‌کنند تا از مزایای یادگیری ماشین، برای بهبود وضعیت خود در بازارها استفاده کنند.

پیش از پیاده‌سازی هر نوعی از فناوری مذکور، ابتدا باید از خود بپرسیم که یادگیری ماشین چیست؟ طبق تعریف Hewlett Packard:

یادگیری ماشین به فرایندی اشاره می‌کند که کامپیوترها، شناسایی الگویی را فرا می‌گیرند. به‌علاوه، کسب توانایی توسط آن‌ها برای یادگیری مستمر و ارائه‌ی پیش‌بینی براساس داده نیز در این تعریف قرار می‌گیرد. ماشین‌ها در ادامه‌ی یادگیری، تعدیل و اصلاح پیش‌بینی‌ها و بیانات خود را نیز بدون نیاز به برنامه‌نویسی اختصاصی برای آن موضوع انجام می‌دهند.

به‌بیان ساد‌ه‌تر، یادگیری یعنی ماشین‌ها تحلیل و اقدام براساس حجم‌های بالای اطلاعات را انجام داده و همچنین، به یادگیری و بهبود عملکرد خود در طول زمان ادامه دهند.

به‌عنوان نمونه‌ای از کاربردهای عملی یادگیری ماشین، می‌توان فناوری تشخیص چهره را مثال زد. همه‌ی ما می‌دانیم که این فناوری، روز‌به‌روز پیشرفته‌تر می‌شود. امروز، کاربران گوشی‌های آیفون، قفل گجت‌های خود را با شناسایی چهره باز می‌کنند. به‌علاوه، مقامات قانونی نیز از فناوری تشخیص چهره برای شناسایی رفتارهای خلافکارانه و دستگیری مجرمان بهره می‌برند. در مقالی دیگر، گوگل فوتوز و سرویس‌های مشابه، به کاربران امکان می‌دهند که تصاویر را براساس افراد حاضر در آن‌ها دسته‌بندی کنند. الگوریتم‌های گفته‌شده در گذشته دقت بالایی نداشتند، اما به‌مرور، حرفه‌ای‌تر و دقیق‌تر شدند و تبحر خود را مرهون یادگیری ماشینی هستند.

یادگیری و هوشی که در بالا شرح دادیم، با هوش انسانی تفاوت دارد. می‌توان آن را یادگیری برنامه‌نویسی‌شده هم نامید که قطعا کاربردهایش فراتر از تشخیص چهره است و در تمامی صنایع نفوذ می‌یابد. به‌عنوان مثال، می‌توان بازاریابی را بیان کرد. بازاریاب‌های امروزی، همه‌ی تلاش خود را به‌کار می‌گیرند تا پیام و تصویری مناسب هر مخاطب به او ارائه کنند. قطعا انسان‌ها نمی‌توانند در مقیاس‌های بزرگ با تک‌تک مخاطبان ارتباط برقرار کنند، اما ماشین‌ها این توانایی را دارند. شاید تصور پیاده‌سازی آن روش‌ها روشن نباشد، اما در ادامه‌ی این مقاله‌ی زومیت، روش‌های برای استفاده‌ی کاربردی از یادگیری ماشین در حوزه‌ی بازاریابی را شرح می‌دهیم.

 

۱- پیشنهاد بهترین محصولات یا محتوا

پیشنهادها براساس خصوصیات منحصر‌به‌فرد هر مشتری به او ارائه می‌شوند

پیشنهاد محتوا و محصول مرتبط، از دیرباز به‌عنوان ابزاری کاربردی در دست بازاریابان شناخته می‌شود. در گذشته و اکنون، پیشنهادها توسط نیرو و تفکر انسانی آماده می‌شدند و از ۱۰ سال گذشته، الگوریتم‌های ساده‌ای برای پیشنهادهای تقریبا اتوماتیک به کار گرفته شده‌اند. الگوریتم‌هایی که پیشنهادها را تنها براساس خریدهای دیگر مشتریان به مشتری دیگر ارائه می‌دهند.

یادگیری ماشین، می‌تواند در بهینه‌سازی الگوریتم‌های کنونی پیشنهاد محصول و محتوای مرتبط، کمک شایانی ارائه دهد. با استفاده از این فناوری می‌توان تمامی اطلاعاتی که از یک شخص داریم، مانند سابقه‌ی خرید، فعالیت کنونی در وب، ارتباطات ایمیلی، موقعیت، صنعت فعالیت، ویژگی‌‌های سنی و جنسیتی و موارد مشابه را با هم ترکیب کند و بهترین و نزدیک‌ترین محصول و محتوا را به او پیشنهاد دهد. یادگیری ماشین، دسته‌بندی، قیمت و مشخصات مختلف محصول را با علاقه‌مندی‌ها و سوابق فرد مورد نظر ترکیب کرده و بهترین پیشنهاد را به او می‌دهد. به‌همین ‌دلیل، پیشنهادها هم روز‌به‌روز بهتر می‌شوند.

پیشنهادهای براساس یادگیری ماشین، به محصول و محتوا خلاصه نمی‌شوند. شما با به‌کارگیری فناوری می‌توانید حتی برند، دسته‌بندی محصول، مشخصات فنی، موضوع، نویسنده و انواع دیگر موارد را به کاربر پیشنهاد دهید. درنهایت، به‌کارگیری یادگیری ماشین به شما امکان می‌دهد که تجربه‌ای جذاب را در وبسایت یا ایمیل‌های تبلیغاتی خود ایجاد کنید که مخاطب، بتواند به‌کمک آن‌ها، موارد مورد علاقه‌ی خود را بهتر پیدا کند.

 

۲- شناسایی گروه‌های مهم مشتریان

با وجود آنکه یادگیری ماشین، پیشنهاد‌ها مرتبط خوبی را به مشتریان ارائه می‌کند، شناسایی دسته‌بندی‌های مهم آن‌ها براساس تفاوت‌های بسیار افراد، هنوز مسئله‌ای حیاتی برای بازاریاب‌ها است. آن‌ها باید گروهی که بیش از همه به خرید محصولات راغب می‌شوند را زودتر از رقبا شناسایی کنند و آن‌ها را هدف قرار دهند. تشخیص تفاوت‌های مشهود مشتریان همچون مشتری جدید یا وفادار، برای انسان‌ها به‌راحتی انجام می‌شود، اما بسیاری از تفاوت‌ها هستند که در حجم بالای داده‌ی مرتبط با مشتری، از دید ما پنهان می‌مانند.

یادگیری ماشین به بازاریاب کمک می‌کند که دسته‌بندی‌های جدیدی را در میان مشتری‌ها کشف کند که قبلا به آن‌ها توجه نمی‌کرد. به‌علاوه، می‌توان از آن اطلاعات استفاده کرده و پیشنهادانت مرتبط‌تری به مشتریان ارائه کرد.

به‌عنوان مثال، یادگیری ماشین تشخیص می‌دهد که نسل جوانی که قصد نوسازی خانه‌ی خود را دارند، رفتارهای مشخصی از خود نشان می‌دهند. با آن اطلاعات، می‌توان پیام‌های بهینه‌تری را برای آن دسته از مشتریان آماده و ارسال کرد. می‌توان زبان صحبت با آن‌ها را متفاوت از افراد دیگر در نظر گرفت. به‌علاوه، به محض نشان دادن رفتارهای مشابه از سوی مشتریان دیگر نیز می‌توان آن‌ها را به این دسته‌بندی اضافه کرد.

 

۳- شناسایی و عمل در مقابل مشکلات احتمالی

کمپین‌‌های بازاریابی، داده‌های زیادی تولید می‌کنند. مثلا، ایمیل‌هایی که روزانه توسط یک شرکت بزرگ ارسال می‌شود را در نظر بگیرید. می‌توان تعداد کاربران وبسایت را نیز به‌عنوان نمادی از داده‌های عظیم در نظر گرفت. تمامی آن ارتباط‌ها، داده تولید می‌کنند که قطعا هیچ انسانی نمی‌تواند همه‌ی آن‌ها را مشاهده و تحلیل کند. به‌علاوه، مشکلات احتمالی و چالش‌‌های عملکردی نیز قابل تشخیص نیستند. یادگیری ماشین می‌تواند مشکلات را پیش‌بینی کند و پیش از وقوع، به شما اطلاع دهد.

 

هوش انسانی توانایی تحلیل حجم بالای داده را ندارد

به‌عنوان مثالی کاربردی، تصور کنید کمپینی ایمیلی برای افزایش فروش یک فروشگاه اینترنتی پیاده‌سازی کرده‌اید. در ایمیلی‌های ارسالی، یک لینک اشتباه قرار دارد که به صفحه‌ی مورد نظر از سایت شما منتقل نمی‌شود. یادگیری ماشینی با بررسی ورودی‌ها از لینک‌های ایمیلی، متوجه پایین بودن نرخ آن‌ها بسته به ارسال می‌شود و شما را مطلع می‌کند. درنهایت، شما با اطلاع از مشکل، پیش از اوج گرفتن بحران در کمپین ایمیلی، رویکردهای اصلاحی را انجام می‌دهید.

 

۴- تکامل تست‌های A/B

آزمایش روندهای مختلف بازاریابی هم با به‌کارگیری یادگیری ماشین بهبود می‌یابد. تست‌های سنتی A/B به شما امکان می‌دهند که ۲ یا چند تجربه‌ی دیجیتال را در مخاطبان تصادفی آزمایش کنید. سپس بهترین راهکار با بیشترین بازده را انتخاب کنید و با همان، ادامه دهید. آن رویکردها قطعا کاربردهای مثبتی دارند، اما تمامی تفاوت‌های گروه‌‌های مختلف را مد نظر قرار نمی‌دهند. در تست‌های مذکور، یک نمونه را برای گروهی نمایش می‌دهید و شاید آن‌ها هیچ‌گاه نمونه‌ی مورد علاقه‌ی خود را مشاهده نکنند. یادگیری ماشین، آن رویکرد را تغییر می‌دهد.

به‌عنوان مثال، با یادگیری ماشین، به‌جای پیاده‌سازی ۲ طراحی متفاوت صفحه‌ی اول وبسایت و انتظار برای بازدید و انتخاب بهترین طراحی از میان آن‌ها، می‌توانید تجربه را به هوش مصنوعی بسپارید. الگوریتم، با استفاده از اطلاعات افراد، بهترین نمونه را برای هر کدام از آن‌ها پیشنهاد می‌دهد. در ادامه، با استفاده از اطلاعات تجربه‌ی اولیه‌ی کاربران با طراحی مورد نظر، تصمیم‌های آتی اتخاذ می‌شود.

همان رویکرد بالا را می‌توان در تبلیغ‌ها نیز به کار گرفت. به‌جای آنکه تخفیف ثابت ۲۰ درصدی به همه‌ی کاربران داده شود، الگوریتم هوش مصنوعی، تخفیف را تنها به افرادی ارائه می‌کند که نیاز به انگیزه‌ای بیشتر برای خرید دارند. برای افراد دیگر نیز می‌توان تبلیغ‌های متفاوت، مثلا محصولی جدید در دسته‌بندی مورد علاقه‌ی آن‌ها، ارائه کرد.

 

۵- انتخاب نحوه‌ی تعامل با افراد

شما چگونه زمان و محل ارتباط با یک مشتری بالقوه را تشخیص می‌دهید؟ به‌علاوه، روش ارتباط چگونه انتخاب می‌شود؟ آیا او ایمیل را ترجیح می‌دهد؟ آیا اعلان‌های موبایلی، پیامک یا تماس برای او بهتر هستند؟ در چه فواصلی باید با مشتری تماس بگیرید؟ تمامی این سؤال‌ها را می‌توان با استفاده از یادگیری ماشین پاسخ داد.

به‌جای استفاده از روش‌های سنتی و ارسال انبوه ایمیل‌های ثابت برای همه‌ی مشتریان بالقوه، می‌توان از یادگیری ماشین استفاده کرد. الگوریتم‌های تشخیص می‌دهند که آیا یک ایمیل مشخص توسط یک کاربر مشخص باز شده یا نادیده گرفته می‌شود. با استفاده از این اطلاعات، می‌توان ایمیل‌ها یا پیام‌ها را با طراحی بهتر و در زمان مناسب‌تر ارسال کرد.

درنهایت باید بدانید که یادگیری ماشین، بیش از همه‌چیز در تفسیر داده‌های انبوه و استخراج اطلاعات مفید، کاربرد نهایی خود را نشان می‌دهد. در دنیایی که داده‌ها، بیش از توان ما در تفسیر و بررسی جمع‌آوری می‌شوند، فناوری مذکور کاربرد بالایی دارد. به‌علاوه تمایل به شناخت بهتر مشتریان و ارتباط شخصی با آن‌ها هم روز‌به‌روز بیشتر می‌شود. در چنین وضعیتی، قطعا به‌کارگیری یادگیری ماشین، مزیت‌های زیادی به‌همراه خواهد داشت.

 

نویسنده: مهدی زارع سریزدی

 

 

وقتی در مورد صنعت فست فود و غذای آماده صحبت می کنیم، همیشه نام مک دونالد به ذهن می آید. به لطف برندسازی قوی مک دونالد همه در سراسر جهان آنها را می شناسند.

اگرچه در طول سال‌های متمادی برند مک دونالد عادت به بازاریابی محلی داشت، اما در طول چند دهه اخیر به خوبی تلاش‌هایی موفق در زمینه برندسازی جهانی صورت داده است. در راستای این فعالیت، بازاریابی مک دونالد نیز جنبه جهانی به خود گرفته است. نکته مهم بازاریابی جهانی مک دونالد هماهنگی عالی با فرهنگ‌های محلی است. به این ترتیب منوی آنها از کشوری به کشور دیگر فرق دارد. به عنوان مثال، منوی مک دونالد در ترکیه با چین تفاوت کاملا مشهودی دارد. محلی سازی برند مک دونالد تا جایی پیش رفت که در سال ۲۰۰۳ شعبه عربی اش در خاورمیانه را مک عربیا نامید. منوی این شاخه از فست فودهای مک دونالد نیز تا حد زیادی با غذاهای سنتی عربی تلفیق شده بود.

در مورد شعبه‌های فرانسه، نان‌های بادامی‌کوچک نیز در منو قرار گرفته است. این نکته از آنجایی دارای اهمیت است که نان‌های بادامی‌در فرانسه محبوبیت بسیار بالایی دارد. همچنین جزوی از غذای ملی فرانسوی‌ها محسوب می‌شود.

در فیلیپین نیز شعبه‌های ویژه ای تحت عنوان مک اسپاگتی در کنار شعبه‌های معمولی مشغول به کار هستند. به این ترتیب مردم فیلیپین که علاقه شدیدی به اسپاگتی دارند، به راحتی بهترین اسپاگتی‌ها را در مک دونالد میل خواهند کرد.

چنین استراتژی بازاریابی جهانی که در عین حال محلی نیز هست، به مک دونالد کمک شایانی در جهت ارائه تصویری جهانی از خود کرده است. بر همین اساس در سال ۲۰۱۴ آنها نهمین برند برتر بزرگ در سطح جهانی شناخته شدند.

شبکه های اجتماعی درست مانند آب یا هوا برای بازاریابی دیجیتال است. به عنوان یک بازاریاب ما نیاز انکارناپذیری به شبکه های اجتماعی داریم. با این حال چنین نیازی نباید ما را کور کند.

یک بازاریاب موفق همیشه نگاهی واقعگرایانه، مسئولانه، عقلانی و هوشمندانه نسبت به تمام جنبه‌های شبکه‌های اجتماعی دارد. متاسفانه بسیاری از بازاریاب‌ها در دنیای امروزی فاقد چنین نگاهی هستند (من نیز گاهی اوقات همینطورم). چنین بیاحتیاطی همیشه شکایت‌های کاربران شبکه‌های اجتماعی را در پی دارد: «لطفا نمونه‌های تبلیغاتی بد را با الگوهای خوب جایگزین کنید». بیشک در دنیای بازاریابی و تبلیغات امکان صرف نظر از خواست مخاطب وجود ندارد، بنابراین باید به حرف آنها گوش داد.

در این مقاله هدف اصلی من بررسی ۱۰اقدامی‌است که باید همین امروز اجرای آنها در شبکه‌های اجتماعی را متوقف سازید. در عوض من به راهکارهای جایگزین برای پیگیری بهتر فعالیت برندمان در شبکه‌های اجتماعی نیز خواهم پرداخت.

 

استفاده بیش از اندازه از هشتگ‌ها

تردید نیست که هر برندی علاقه من به جلب نظر مخاطب در توییتر و اینستاگرام است. در هر صورت کاربران معمولی نیز هدف اصلی خود از کاربرد هشتگ‌ها را مشاهده بیشتر مطالب خود عنوان می‌کنند. با این حال استفاده بیش از اندازه هشتگ‌ها تمام اهداف برندمان را بر باد می‌دهد. به همین خاطر نخستین توصیه این مقاله توقف فرآیند استفاده بیش از حد هشتگ‌ها خواهد بود.

 

چرا باید این کار را متوقف کنیم؟

دلیل اصلی تاکید بر روی توقف این اقدام جلوه نامناسبش است. وقتی یک برند بیش از حد به هشتگ‌ها می‌پردازد، مانند شخصیتی کارتونی و غیرعادی نزد مخاطب جلوه گر می‌شود. پیش‏فرض ابتدایی بسیاری از افراد برای چنین اقدامی‌تلاش به منظور جلب توجه بیشتر مخاطب و افزایش شمار فالوورهاست. اگرچه در برخی موارد این اقدام موفقیتآمیز است، اما نتیجه نهایی همیشه مشخص خواهد بود: ناامیدی مخاطب از اتکای بیش از حد ما بر روی هشتگ‌ها. همچنین باید توجه داشت که شمار بالای هشتگ‌ها همیشه موارد نامربوط به کسب وکار ما را نیز در خود دارند، بنابراین در متن مان حداکثر باید هشت کلمه را به صورت هشتگ درج کنیم. در غیر این صورت مخاطب قید مطالعه محتوای ما را خواهد زد.

 

راهکار جایگزین

به هنگام انتخاب هشتگ هوشمندانه عمل کنید، بنابراین هشتگ‌های ما باید برجسته ترین کلمات مطلب مان باشد. به این ترتیب مخاطب توجه بیشتری به آنها نشان می‌دهد. یکی از مشکلات عمده برندهای علاقهمند به کاربرد هشتگ‌های زیاد گزارش مزاحمت از سوی کاربران است. درست به همین خاطر اغلب این صفحات با محدودیت‌هایی از جانب پلتفرم‌های مورد نظر مواجه می‌شوند.

 

حمله به سوی همه ترندها

شمار بسیار زیادی از ما علاقهمند به افزایش شباهت با دیگران هستیم. راهکار ما نیز در اغلب موارد انجام کارهای محبوب نزد اکثر مردم یا کسب وکارهاست. بدون تردید هر ترندی مناسب برند ما نیست. به همین دلیل هجوم به تمام ترندهای مطرح برند ما را بیفکر و ساده‏لوح نمایش می‌دهد.

 

چرا باید این کار را متوقف کنیم؟

دلیل اصلی توقف چنین کاری جلوگیری از نمایش جلوه ای احمق از برندمان است. با اندکی تامل به خوبی اشتباه اصلی پشت پرده چنین اقدامی‌کشف می‌شود: بی‏هویت ساختن برندمان. برندی که تن به هر ترندی می‌دهد، در حقیقت هویت خود را زیر سوال می‌برد. درست به همین دلیل برندهای مطرح هیچگاه اقدام به مشارکت در تمام ترندهای داغ روز نمی‌کنند.

 

راهکار جایگزین

افزودن ارزش به جای سر و صدا راهکار جایگزین این بخش است.

پیش از آنکه دکمه «انتشار» محتوای مان را فشار دهیم، باید از نزد خود به چنین پرسشی پاسخ دهیم: آیا مدیرعامل شرکت من انتشار چنین مطلبی را ادامه فرآیند موفقیتآمیز تبلیغات یا بازاریابی برندش تلقی خواهد کرد؟ اگر پاسخ منفی بود، آنگاه باید در مورد انتشار مطلب مان تجدیدنظر کنیم.

 

به اشتراکگذاری بیش از حد

بدون تردید همه بازاریاب‌ها با ضربالمثل قدیمی‌در این حوزه آشنایی دارند: به اشتراک‏گذاری محتوا بیانگر اهمیت مخاطب نزد ماست. با این حال گاهی اوقات اشتراک بیش از حد محتوا حالت معکوس در بر دارد.

 

چرا باید این کار را متوقف کنیم؟

دلیل اصلی توقف این کار پرهیز از نمایش حالتی مسخره، احمق و تازه به دوران رسیده است. وقتی ما محتوای زیادی در طول روز بارگذاری می‌کنیم، درست مانند فردی هستیم که از تمام لحظات زندگی اش استوری می‌گذارد. بیتردید هیچکس افراد بیش از اندازه وابسته به شبکه‌های اجتماعی و معتاد به بارگذاری محتوا را دوست ندارد.

 

راهکار جایگزین

به یاد داشته باشید که برند شما یک جلوه عمومی‌دارد. بدون تردید در این جلوه عمومی‌باید باهوش، سرگرمکننده و واضح به نظر برسیم. با این حال مهم ترین ویژگی یک برند در شبکه‌های اجتماعی نمایش جلوه حرفه ای خود است. مخاطب برند ما انتظارات مشخصی دارد. در صدر این انتظارات رفتار حرفه ای جای دارد. با نگاهی کوتاه به فهرست برندهای موفق هیچکدام از آنها دارای رفتار غیرحرفه ای نیستند. به همین دلیل ما نیز باید با انتشار مطالب ارزشمند و زمان بندی مناسب جلوه حرفه ای از برندمان به نمایش بگذاریم.

 

بارگذاری پیامی‌واحد در کانال‌های متفاوت

بیشک در دنیای کسب وکار همه ما درگیر مشکلات و مسائل زمان بری هستیم. به این ترتیب زمان بدل به طلا برای کارآفرینان می‌شود. بازاریاب‌های دیجیتال هم از این قاعده مستثنا نیستند. با این حال راهکارهای بسیار بهتری از بارگذاری مطالبی یکسان در توییتر، فیسبوک، اینستاگرام، اسنپ چت، پینترست و سایر شبکه‌های اجتماعی وجود دارد. گمان می‌کنم با همین چند جمله کوتاه هم منظور اصلی این بخش را فهمیده باشید.

 

چرا باید این کار را متوقف کنیم؟

با این کار برند ما تنبل و حتی خودخواه به نظر می‌رسد. به اشتراکگذاری پیامی‌واحد در شبکه‌های اجتماعی مختلف هیچوقت ایده مناسبی نیست. پلتفرم‌های مختلف دارای تفاوت‌های آشکاری با هم هستند. به همین خاطر بارگذاری محتوا در آنها نیازمند بررسی و ایجاد تغییراتی در محتوای مورد نظر است. به علاوه، با بارگذاری محتوایی یکسان در شبکه‌های اجتماعی طرفداران ما ناامید خواهند شد، چراکه به طور مداوم محتوایی تکراری در پلتفرم‌های مختلف مشاهده خواهند کرد.

 

راهکار جایگزین

پرورش استراتژی منسجم در راستای تولید محتوای مختلف برای هر شبکه اجتماعی بهترین اقدام خواهد بود. اگر برند شما بودجه و زمان کافی برای این کار ندارد، توصیه من ایجاد اندکی تغییر در محتوا و سپس بارگذاری اش در شبکه‌های اجتماعی مختلف است. این اعمال تغییرات باید هماهنگ با ویژگی‌های منحصر به فرد هر شبکه اجتماعی باشد.

 

عدم پاسخگویی به مخاطب‌ها

بسیاری از برندها و بازاریاب‌ها در فضای شبکه‌های اجتماعی فقط به دنبال تولید محتوای تازه و توسعه آن از طریق کانال‌های تبلیغاتی پلتفرم‌ها هستند. به بیانی دیگر، آنها به محض بارگذاری یک پست و دریافت واکنش مناسب از سوی کاربران به سراغ پست بعدی می‌روند.

توصیه محوری من در این بخش پاسخگویی به واکنش مخاطب‌ها به جای عبور از آن با بیتفاوتی است.

 

چرا باید این کار را متوقف کنیم؟

شبکه‌های اجتماعی فقط معطوف به برند ما نیست. باز هم تاکید می‌کنم، شبکه‌های اجتماعی مانند مکالمه ای دوطرفه است، نه تلفنی یکسویه. اگر به این نکته توجه نکنیم، در دنیای تکنولوژی برند ما هویتی تاریک و بدون چهره جذاب به دست خواهد آورد.

 

آیا شما به هنگام قدمزنی با یکی از دوستانتان در خیابان اگر فردی به شما سلام کند، بیتفاوت به راه تان ادامه می‌دهید؟ شرایط در شبکه‌های اجتماعی نیز تا حد زیادی به همین شکل است.

 

راهکار جایگزین

به عنوان یک برند حرفه ای باید همیشه برنامه ای منسجم برای گفتوگو با مخاطب‌ها داشته باشیم. در برخی موارد طرح سوالات مختلف، شوخی، ارائه اطلاعات دقیق تر و ترغیب آنها به مشارکت با برندمان کارساز خواهد بود. همچنین به یاد داشته باشید که پیام‌های خصوصی کاربران به برندمان همیشه باید در کوتاه ترین زمان ممکن پاسخ داده شود.

 

خصوصی نگه داشتن اکانت برندمان در شبکه‌های اجتماعی

متاسفانه امروزه عادت بد خصوصی نگه داشتن اکانت در میان برندها رایج شده است. اگر به راستی علاقه‏مند به انتشار محتوای مربوط به برندتان به صورت خصوصی هستید، چرا در شبکه‌های اجتماعی به عنوان برند فعالیت دارید؟ بستن صفحه رسمی‌تان و فعالیت در قالب اکانتی شخصی با حضور تنی چند از مدیران ارشد بهتر نیست؟

 

چرا باید این کار را متوقف کنیم؟

آیا شما خیلی تنبل هستید؟ چیزی برای مخفی ساختن دارید؟ آیا شبکه‌های اجتماعی اصلا ارزشش را دارد؟ این پرسش‌ها پس از مشاهده اکانت خصوصی برندمان از سوی طرفدارهای مان مطرح خواهد شد.

نکته مهم در مورد اکانت‌های خصوصی برندها عدم جذابیتش برای مخاطب است. در حقیقت مخاطب با جستوجویی ساده در گوگل امکان فهم قالب کلی محتوای صفحه ما را خواهد داشت، بنابراین نقشه ما برای ترغیب مخاطب به فالو اکانت مان بینتیجه باقی می‌ماند. همچنین در این اکانت‌ها امکان استفاده از هشتگ نیز وجود ندارد.

 

راهکار جایگزین

اگر واقعا به دنبال افزایش سطح رابطه میان برندتان و مخاطب‌ها هستید، به جای شخصیسازی اکانت به سراغ درج لینک عضویت در خبرنامه یا سایت برندتان بروید. به این ترتیب مخاطب دامنه انتخاب وسیع تری برای تصمیمگیری خواهد داشت. برخی از برندها نیز پیامی‌ساده در عین حال تاثیرگذار برای فالوورهای تازه شان ارسال می‌کنند. یک پیام ساده «از اینکه ما را دنبال کردید، متشکرم» کافی به نظر می‌رسد.

 

بحران تشکرهای خودکار

پیش از رواج اتوماسیون‌های پاسخگویی انبوه به کاربران ترکیب جمله «متشکرم» معنای خاصی در روابط اجتماعی داشت. با این حال اکنون این جمله بدل به یکی از ساده ترین جملات ممکن شده است. در حقیقت سپاس‏گذاری به این صورت دیگر جلوه منحصر به فرد خود را از دست داده است.

علاوه بر اینها، به راستی چه کسی علاقه‏مند به دریافت پاسخ کامنتش از سوی روبات‌های خودکار است؟

 

چرا باید این کار را متوقف کنیم؟

دلیل این امر بسیار ساده است: هیچ‏کس علاقه ای به ارتباط با روباتی فاقد عواطف انسانی ندارد. امروزه کاربران بسیار هوشمند شده اند. به همین دلیل به آسانی تفاوت میان کامنت واقعی برندها با نمونه مربوط به روبات‌ها را متوجه می‌شوند.

 

راهکار جایگزین

اگر قصد جلب نظر مخاطب تان را دارید، باید به فکر پیام‌هایی جذاب تر باشید. همچنین استفاده از اتوماسیون ارسال پیام را نیز متوقف کنید. در غیر این صورت مخاطب ما احساس مناسبی از دریافت پیام‌های مان نخواهد دشت. هر چقدر خلاقیت ما در پاسخگویی واقعی به کامنت‌ها و پیام‌های کاربران بیشتر باشد، موفقیت ما نیز بیشتر خواهد شد.

 

بارگذاری بیهدف پست

بسیاری از برندها به جای برنامهریزی برای تولید محتوا و پست‌های جذاب به طور بیهدف اقدام به انتشار مطلب می‌کنند. دلیل اصلی چنین اقدامی‌از سوی آنها نیز واضح است: تلاش برای حضور مداوم در جلوی چشم‌های مخاطب. شاید این شیوه تا همین چند سال پیش تاثیر کمابیش مطلوبی داشت، اما اکنون دیگر به کار برندها نخواهد آمد.

 

چرا باید این کار را متوقف کنیم؟

با این کار برند ما مانند یک ماشین تولید محتوا به نظر می‌رسد. بدون تردید کمتر مخاطبی علاقه ای به مشاهده یک برند بدون هدف در شبکه‌های اجتماعی دارد. اگر این روند ادامه پیدا کند، به تدریج محتوای برندمان دیگر اهمیتی برای مخاطب نخواهد داشت.

 

راهکار جایگزین

شناخت مخاطب همیشه اهمیت دارد. وقتی برند ما شناخت مناسبی از مخاطب خود داشته باشد، توانایی تولید محتوای مطابق با میل آنها را نیز خواهد داشت.

 

حذف نظرات منفی

این کار به هیچ وجه توصیه نمی‌شود. نتیجه آن بر روی آینده برندمان به هیچوجه مناسب نیست. شاید برخی از کشورها اینترنت را سانسور کنند، اما شما به عنوان یک برند در جایگاه مناسب برای این کار نیستید.

 

چرا باید این کار را متوقف کنیم؟

دلیل اصلی توقف این اقدام عدم اعتماد مردم به برندمان است. وقتی یک بازاریاب دیجیتال یا برند شروع به حذف واقعیت‌ها کند، دیگر دلیلی برای اعتماد به آن وجود نخواهد داشت.

 

راهکار جایگزین

فهم چرایی دریافت بازخورد منفی اهمیت بالایی دارد. بیشک همیشه افرادی هستند که عملکرد ما مورد پسندشان نیست. یک برند بدون منتقد همیشه در حال سانسور منتقدین است، بنابراین از وجود برخی کامنت‌های منفی هراس نداشته باشید. به علاوه در صورت دریافت پیام منفی باید به دنبال ریشهیابی و حل مشکل نهفته در پشت آن نیز بود.

 

بارگذاری پست به جای گفت و گو

اغلب شرکت‌ها تمرکز خود را روی انتشار محتوا به جای تلاش برای ایجاد فضای گفتوگو قرار می‌دهند.

 

چرا باید این کار را متوقف کنیم؟

ایراد اصلی این شیوه حفظ فاصله میان برندها و مخاطب از طریق انتشار صرف مطالب است. وقتی تمام تمرکز برند ما روی انتشار مطلب قرار دارد، آیا فرصتی برای آشنایی بیشتر با مخاطب‌ها فراهم می‌شود؟

 

راهکار جایگزین

نقطه ثقل توجه تان را تغییر دهید. با کاهش وسواس مان بر روی انتشار مطالب تازه و تلاش بیشتر برای برقراری ارتباط از طریق گفت وگوی دو جانبه فرآیند جذب مخاطب برندمان تاثیرگذارتر خواهد شد.

 

منبع: فرصت امروز

برندسازی با بازاریابی شبکه‌های اجتماعی از طریق پلت‌فرم‌هایی مانند اینستاگرام، فیسبوک، توییتر، لینکدین و شبکه‌هایی از این دسته انجام می‌شود. متخصصان بازاریابی اینترنتی یا دیجیتال مارکتینگ، بازاریابی شبکه‌های اجتماعی را از مهمترین شیوه‌ها می‌دانند.

 متخصصان بازاریابی اینترنتی یا دیجیتال مارکتینگ، بازاریابی شبکه‌های اجتماعی را از مهمترین شیوه‌ها می‌دانند که بی‌توجهی به آن منجر به از دست دادن مخاطبان زیادی می‌شود

امروزه شاهد آن هستیم که بسیاری از کسب و کارهای نوپا  و حتی کسب و کارهای کوچک برای برندسازی و رقابلت در زمینه کاری خود، حضور پر قدرتی در شبکه‌های اجتماعی دارند.

همین حضور قوی موجب ارتباط بیشتر با کاربران هدف می‌شود و هر مسئول توسعه کسب و کاری را برای ورود به این عرصه  وادار می‌کند.

برندسازی با بازاریابی شبکه‌های اجتماعی از طریق پلت فرم‌هایی مانند اینستاگرام، فیسبوک، توییتر، لینکدین و شبکه‌هایی از این دسته انجام می‌شود.

 

استراتژی برندسازی با بازاریابی شبکه‌های اجتماعی

بازاریابی اینترنتی با شبکه‌های اجتماعی شیوه‌ای است که در آن تمامی برندها و حتی کسب‌و‌کارهایی که وارد حیطه برندینگ نشده‌اند می‌توانند با ایجاد محتوا به جذب مخاطب و بیشتر دیده شدن خود کمک کنند. از انواع محتوایی که در این پلت فرم‌های گفته شده در بالا می‌توان استفاده کرد، محتوای متنی، تصویری و ویدئویی است.

در حین تولید محتوا این نکته را باید به خاطر داشت که برای برقراری ارتباط بهتر با مخاطبان در شبکه‌های مجازی باید پارامتر اجتماعی بودن را رعایت کرد.

برای حضور پر رنگ‌تر و قوی‌تر در این شبکه‌ها می‌توان از سرویس‌های پولی آنها برای تبلیغات هم استفاده کرد که به این شیوه Paid Social Media Advertising یا پرداخت هزینه گفته می‌شود.

از طریق بازاریابی شبکه اجتماعی می‌توان محتوای خود را برای جمعیت زیادی از کاربران به نمایش درآورد و مخاطبان بیشتری را هم جذب کرد.

با رشد سریعی که این شبکه‌ها در فضای مجازی دارند وجود استراتژی برندسازی با شبکه‌های اجتماعی برای هر برند و کسب و کاری الزامی است.

 

تاثیر برندسازی با شبکه‌های اجتماعی

از موارد مهمی که برای افزایش تاثیر برندسازی با شبکه‌‌های اجتماعی باید در نظر گرفت، مشخص کردن اهداف و برنامه زمانی مشخص برای تولید محتوا است.

پس از آن در محتوای خود باید حتما لوگو یا تصویر ثابتی را ایجاد کرد تا تجارت خود را بهتر به کاربران سناساند.

برای برقراری ارتباط قوی‌تر با کاربران، باید محتوایی ایجاد کرد که برای مخاطب جالب باشد و او را به چالش ایجاد بکشد. سپس سرنخ‌هایی که از طریق پاسخ و واکنش‌های آنها به دست می‌آید را برای رشد و ارتقای برند خود استفاده کرد.

 

مزایا و معایب برندسازی در شبکه‌های اجتماعی

بازاریابی و برندسازی در شبکه‌های اجتماعی همانند سایر روش‌ها از مزایا و معایبی برخوردار است.

از مزایای برندسازی در شبکه‌‌های اجتماعی می‌توان به بیشتر دیده شدن، افزایش مخاطبان، افزایش وفاداری مشتریان، برقراری ارتباط بهتر با آنها و استفاده از دیدگاه کاربران فضای مجازی برای بهبود برند اشاره کرد.

از معایب برندسازی در شبکه‌های اجتماعی هم  می‌توان افزایش فالور، تعداد دفعات دیده شدن و بازدید از محتوا، وجود شایعات و محتوای جعلی و عدم رعایت قانون کپی رایت را نام برد.

برای مدیریت صفحات خود در شبکه‌های اجتماعی و عملکرد بهتر برای برندسازی با بازاریابی شبکه‌های اجتماعی، ابزارهایی برای مدیریت شبکه‌های اجتماعی وجود دارد که از طریق آنها می‌توان هدفمندتر به فعالیت خود ادامه داد.

داستان برند و بسته‌بندی نوشیدنی

داستان برند شما چیست؟ بسته‌بندی محصول شما، معرف برند شماست؟ چرا کسب‌وکار خود را شروع کرده‌اید؟ کاملاً مطمئن هستید که می‌خواهید محصول خود را بفروشید یا کاملاً به خدمات خود اهمیت قائل هستید.

بگذارید صادق باشیم؛ همگی می‌خواهیم تفاوت ایجاد کنیم و می‌‌خواهیم به دلیل انتقال تجربیات استثنائی شناخته شویم. بدون اعتبار مثبت ساخته‌شده بر بازخورد حقیقی از مشتریان راضی، از به رسمیت شناخته شدن محلی یا جهانی باید خداحافظی کنید. احتمالاً متوجه شده‌اید که برندهای بزرگ‌تر تمایل به انجام این موضوع دارند. می‌بینید که لوگو قرمز و سفید که فوراً کوکاکولا را به یاد می‌آورد یا آن پس‌زمینه آبی و نوشته زرد رنگ یادآور IKEA است. حتی، آن برندهای میلیون دلاری نیز باید از جایی شروع کنند. چگونه روی زمین چیز به‌یادماندنی ایجاد می‌کنید- چیزی که مشتری آن را بشناسد و اعتماد داشته باشد؟ یک پاسخ بسته‌بندی است. بسته‌بندی اولین چیزی است که در قفسه متوجه آن می‌شوید یا وقتی‌که در منزل شما تحویل داده می‌شود. هر چه بیشتر به آن اتکا کنند، احتمال بیشتری دارد که مشتریان محصول را بخرند و به دیگران پیشنهاد دهند.

 

نکته بازاریابی

بسته‌بندی بخشی از برند است که شما با بیشترین اعتماد آن را به منزل خود می‌برید. اشکال، طراحی‌ها، رنگ‌ها، پیام‌ها و جعبه بسته‌بندی به‌کرات به ما آرامش می‌دهند و ما را برای خرید قانع می‌سازند. یکی از رقابتی‌ترین مکان‌های بازاریابی، قفسه فروشگاه‌ها است. طراحی بسته‌بندی یک تخصص است و معمولاً همکاری نزدیک میان طراحان صنعتی، مهندسان بسته‌بندی و تولیدکنندگان را می‌طلبد. طرح بسته‌بندی فقط بخشی از معمای برندسازی است.

اما قبل از مشهور شدن، چندین راه برای افزایش شانس دیده شدن و موردتوجه قرار گرفتن وجود دارد. از نحوه صحبت در مورد برندتان تا بسته‌بندی، در ادامه چگونگی بیان داستان برند به‌یادماندنی آورده شده است.

 

رنگ مشتری را جذب می‌کند

بدون رنگ، بوم خالی است. اگر محصول در وهله اول توجه مشتری را جلب نکند دو بار به محصول شما نگاه نخواهد کرد.

به احساسی که می‌خواهید اشخاص از محصول شما داشته باشد فکر کنید. آیا باید احساس لذت در آن‌ها داشته باشند، مانند آبجو دارای تصاویر و رنگ با ویژگی‌های غیرقابل‌انتظار و عجیب؟ آیا باید به‌گونه‌ای باشد که آن‌ها احساس مراقبت و اهمیت کنند، مانند محصولات مرتبط با سلامت؟ فهرستی از احساسی که می‌‌خواهید مشتری از محصول شما داشته باشد آماده کنید و راهی برای پیاده‌سازی آن‌ها در بسته‌بندی بیابید.

تطبیق احساس با رنگ‌ها آسان است: آبی‌های آرامش‌بخش، زردهای روشن، قرمزهای احساسی. مشتری بسته به آنچه که نگاه می‌کنند می‌تواند به رنگ مشخصی جذب شود. رنگ‌ها همچنین می‌تواند در رساندن هویت برند خود کمک کند.

 

مخاطب شما چه کسانی هستند؟

در هر نوع بازاریابی، باید مشتری در ذهن در همه مراحل و فرایندها باشد. چه کسی محصول شما را خواهد خرید و چه بسته بندی با آن مخاطب بیشترین تطبیق را دارد؟ در مورد رنگ‌ها، شکل‌ها، اندازه و حتی نوشته در هر بسته بندی محصول خاص فکر کنید.

مشتریان اغلب نوشته روی محصول را برای تقویت تصمیم خرید در ذهنشان می‌خوانند. برای مثال، مخاطبان جوان رنگ‌های روشن‌تر و چشم‌نواز را با شکل‌های عجیب و با قلم تو پر دوست دارند. مخاطبان مسن‌تر که محصولات لوکس می‌خرند، بیشتر ترجیح به رنگ‌های مشکی و طلایی دارند که با فونت‌های زیبا و زبان پیچیده ترکیب شده دارند. همگی این‌ها مربوط به شناخت مخاطب خود هست. وقتی که این کار را انجام دهید باقی کار آسان‌تر خواهد بود.

فرقی نمی‌کند اندازه کسب و کار شما چقدر است، فقط مهم این هست که بسته بندی‌های عالی در قفسه‌ داشته باشید. وقتی مشتری خرید آنلاین می‌کند، باید همان احساس هیجان را برای دریافت جعبه داشته باشند که برای محصول داخل جعبه دارد.

بسته به اندازه کسب و کار شما، ممکن است نیاز به جعبه سفارش دسته‌ای برای تحویل محصولتان داشته باشید. کسب و کارها اغلب برای پاسخگویی به تقاضای مشتری نیاز به کمک اضافی دارند. ماشین‌آلات جعبه‌سازی BCS می‌تواند به تولید جعبه با کیفیت و محکم که تأثیرگذار است کمک کننده باشد.

به فکر آراسته کردن جعبه‌های خود با تمبرهای برند شده سفارشی، نوارها و برچسب‌های تحویل در کنار اضافه کردن حفاظت بیشتر به محصول خود در داخل هر جعبه باشید. در مورد هدایای رایگان، پوشش و کوپن‌های تخفیف به عنوان راهی برای تشویق به تکرار خرید مشتریان خود فکر کنید.

 

لوگوها و گرافیک

اگر لوگو و دیگر تصاویر برند را روی محصولات خود ندارید، چطور انتظار دارید که مشتری آن را بشناسد؟ وقتی مردم لوگو آشنا را می‌بینند، آن‌ها فوراً می‌دانند که به آن کسب و کار برای خرید محصولشان را اعتماد کافی دارند.

گرافیک اگرچه همواره نام تجاری یا برند خاصی نیست، می‌تواند اغلب بسته بندی محصول شما را ایجاد کند یا از بین ببرد. اگر محصولات مرتبط با سلامت می‌فروشید، با طراحی سبز و برگ‌دار موفق خواهید شد. فکر کنید چه چیزی نتیجه می‌دهد و کمی‌از عقل‌تان برای سنجش این که چگونه می‌خواهید محصولتان در دنیا دیده شود استفاده کنید.

 

شرح مختصر محصول

داستان برند شما مهم است. در واقع بسیار اهمیت دارد که بسیاری از کسب و کارها فضایی را روی بسته بندی برای نوشتن توضیحات کم در چگونگی شروع کسب و کارشان ایجاد می‌کنند. شرکت‌های دیگر در مورد ارزش‌هایشان می‌نویسند همانند لوش و رویکرد طبیعی و سازگار با محیط آن‌ها.

ممکن است در رابطه با مثال‌های دیگر از برندهایی که این کار را به خوبی انجام داده‌اند فکر کنید که به این معنی است که آن‌ها این کار را به درستی انجام داده‌اند. توجه و تلاش در این رابطه زمانی که مشتریان داستان شما را به یاد بیاورند و آن را با قلبشان قبول کنند جبران می‌شود. خریداران از یک طراحی جذاب با یک شرح مختصر الهام‌بخش بیش از یک توصیف شسته‌ورفته قدردانی می‌کنند. فراموش نکنید که اغلب، بسته بندی یک محصول آن را می‌فروشد نه محصول داخل آن.

 

نکات کلیدی در مورد بسته بندی محصول

مشتریان باید محصولات شما را قبل از ایجاد اعتماد و وفاداری به برند شما بشناسند. ندای برند خود را پیدا کنید و داستان برند تان را بگویید. بسته بندی محصول وابسته به آن است.

 

منبع:marketingirantalent

نستله یکی از بزرگ‌ترین برندهای سوئیسی و بزرگ‌ترین شرکت غذایی جهان محسوب می‌شود که تاریخچه‌ای طولانی در تولید و عرضه‌ی محصولات بسته‌بندی شده‌ی مخصوص مصرف‌کننده دارد.

نستله (Nestlé S.A) شرکت سوئیسی با حوزه‌ی فعالیت بین‌المللی است که مرکز آن در شهر وُوه کانتون وو در سوئیس قرار دارد. آن شرکت در فاکتورهای درآمد و تولید، بزرگ‌ترین شرکت صنایع غذایی جهان محسوب می‌شود. نستله در سال‌های متعدد در فهرست برترین برندها و شرکت‌های جهان قرار گرفت و تاریخچه‌ای مملو از محصولات و زیربرندهای مشهور و محبوب همچون نسکافه دارد.

محصولات شرکت سوئیسی نستله شامل انواع غذای کودک، مکمل‌های دارویی، آب معدنی، صبحانه‌های بسته‌بندی شده، قهوه و چایی، شیرینی، لبنیات، بستنی، غذای منجمد، غذای حیوانات خانگی و انواع محصولات غذایی بسته‌بندی شده می‌شود. زیربرندهای مشهور از این برند سوئیسی، سالانه درآمدی بیش از یک میلیارد دلار دارند. از میان مشهورترین آن‌ها می‌توان به نسپرسو، نسکافه، کیت‌کت، سرلاک، اسمارتیز و نسکوئیک اشاره کرد.

نستله در ۱۸۹ کشور جهان، ۴۴۷ کارخانه دارد و علاوه‌بر محصولات غذایی، یکی از بزرگ‌ترین سهام‌داران برند بزرگ آرایشی بهداشتی لورآل هم هست. اگرچه تاریخجه‌ی تأسیس رسمی شرکت کنونی نستله به ابتدای قرن بیستم باز می‌گردد، اما بنیان‌گذار افسانه‌ای برند یعنی هنری نستله، شرکتی با این نام را در سال ۱۸۶۶ تأسیس کرد. آن‌ها در دوران ۲ جنگ جهانی گذشته، رشد قابل توجهی را تجربه کردند و به‌مرور، با خرید شرکت‌های متعدد، به جایگاه بزرگ امروزی رسیدند.

 

تاریخچه‌ی تأسیس

داستان نستله به ۲ کارآفرین باز می‌گردد که هر کدام در صنایع غذایی و در اروپا کار خود را شروع کردند. چارلز پیج، دیپلمات آمریکایی در زوریخ بود که پس از چند سال فعالیت، متوجه ظرفیت بالای بازار سوئیس برای تأسیس کارخانه‌ی شیر غلیظ شد. سوئیس، منابع سرشار لبنیات و دسترسی آسان به بازار اروپا داشت که زمینه‌ها را برای شروع یک کسب‌وکار سودده فراهم می‌کرد.

صنعت تولید شیر بسته‌بندی شده یا شیر غلیظ شده (Condensed Milk) برای اولین‌بار در آمریکا و توسط گیل باردن متولد شد. پیج تصمیم گرفت تا با کسب مجوز از باردن، محصولات او را تحت عنوان Borden Milk به بازار اروپا عرضه کند. او در کسب مجوز موفق نشد و به‌همین دلیل در سال ۱۸۶۶ شرکت مسئولیت محدود خود را به‌نام Anglo-Swiss Condensed Milk در شهر شم سوئیس تأسیس کرد.

 

اولین تبلیغات آنگلو سوئیس

پیج بازار بریتانیا را یکی از مقاصد اصلی محصولات خود می‌دانست. به‌همین دلیل او از پیشوند آنگلو در نام شرکت خود استفاده کرد تا به‌نوعی توجه انگلیسی‌های مشکل‌پسند را نیز جلب کند. آنگلو سوئیس، اولین توسعه‌ی خارج از مرزهای سوئیس را در سال ۱۸۷۲ و با تأسیس کارخانه‌ای در چیپنهام انگلستان انجام داد. به‌مرور، محصولات آن‌ها در سرتاسر اروپا پخش شده و شیر بسته‌بندی شده‌ی غلیظ، محصولی الزامی در کابینت هر اروپایی شد. حتی بحران‌های اقتصادی در سال‌های ۱۸۷۲ و ۱۸۷۵ هم تأثیری در فروش شرکت آنگلو سوئیس نداشت.

بنیان‌گذار آنگلو سوئیس در سال ۱۸۷۳ از دنیا رفت و شرکت به برادرش جورج و دیگر سرمایه‌گذاران رسید. یک سال بعد، آن‌ها با خرید شرکتی مشابه در انگلستان، کسب‌وکار خود را توسعه دادند. پیشرفت‌ها تا سال ۱۸۷۶ به‌حدی بود که فروش آنگلو سوئیس تقریبا ۴ برابر سال ۱۸۷۲ شد.

 

هنری نستله و اولین محصولش

در سال‌هایی که پیج به فکر تأسیس و پیشرفت شرکت آنگلو سوئیس بود، در شهر وُوه و در سال ۱۸۶۷، هنری نستله، داروساز معروف، فروش محصول جدید خود را شروع کرد. او نوعی از شیر گاو را تولید می‌کرد که برای نوزادان با مشکلات دریافت شیر مادر، مناسب بود. او نام محصول خود را Farine Lectee Nestle گذاشت که به‌مرور، با استقبال بالایی در بازار روبه‌رو شد. در خلال سال‌های ۱۸۷۱ تا ۱۸۷۳، تولید روزانه‌ی محصولات نستله، دوبرابر شد و از کمتر از ۱۰۰۰ قوطی در روز به ۲۰۰۰ قوطی رسید.

نستله تصمیم داشت تا شیر مخصوص نوزادان خود را تا حد امکان در بازار پخش کند. او تلاش زیادی می‌کرد تا پزشکان و مادران را از مزایای محصول خود مطلع کند. دراین‌میان، با آن‌که او تلاش زیادی برای توسعه‌ی کسب‌وکار خود می‌کرد، وضعیت اقتصادی و سرمایه‌گذاری‌ها روی محصولش،‌ آن‌چنان خوب نبود. تا سال ۱۸۷۳، تقاضا برای محصولات نستله بیش از توان او در تولید شیر شده و به‌همین دلیل، سفارشات مشتریان با تأخیر آماده می‌شد.

بنیان‌گذار شرکت نستله در ۶۱ سالگی دیگر توان لازم برای ادامه‌ی فعالیت را نداشت و به‌نوعی خود را برای بازنشستگی آماده می‌کرد. جولز مونرات، یکی از نماینده‌های مجلس سوئیس در آن سال‌ها بود که برای مدت طولانی، فکر خرید شرکت نستله را در سر می‌پروراند. درنهایت او در سال ۱۸۷۵ موفق شد با پیشنهاد یک میلیون فرانکی، هنری را متقاعد به فروش کسب‌وکار کند. بنابراین، شرکت در سال ۱۸۷۵ به Farine Lectee Henri Nestle تغییر نام داد و مونرات نیز به‌عنوان رئیس هیئت‌مدیره، مسئولیت هدایت آن را بر عهده گرفت.

در سال ۱۸۷۷، رقابت آنگلو سوئیس و نستله وارد فاز جدی شد. آنگلو سوئیس که در آن زمان پیش‌گام بازار شیر غلیظ در اروپا محسوب می‌شد، در آن سال تصمیم گرفت تا پنیر و شیر مخصوص کودکان و نوزادان را به سبد محصولات خود اضافه کند. نستله نیز در پاسخ به رقیب هم‌وطن، شیر غلیظ را با برند خود به بازار عرضه کرد. جورج پیج، اولین پیشنهاد خرید و همکاری را به نستله ارائه کرد، اما با پاسخ منفی برند رقیب روبه‌رو شد.

 

ورود پیج به بازار آمریکا

پیج که موفق نشد رقیب هم‌وطن خود را با فرایند خرید و ادغام از بین ببرد، مسیر خود را تغییر داد و اولین کارخانه‌ی آنگلو سوئیس (در آمریکا) را در سال ۱۸۸۱ خریداری کرد. آن کارخانه، در میدل‌تاون نیویورک و با هدف استفاده از مزایای قوانین واردات، تأسیس شد بود. موفقیت آن مرکز به‌حدی بود که به‌مرور، برتری بوردن را در بازار آمریکا کم‌رنگ کرد.

خرید و تمرکز روی کارخانه‌ی آمریکایی، عواقب بدی را نیز برای شرکت آنگلو سوئیس به‌همراه داشت. جورج پیج به‌حدی روی آن بازار متمرکز شده بود که بازار خود را در اروپا ضعیف‌شده می‌دید که رقیب دیرینه یعنی نستله، به‌مرور در آن رشد کرده بود. پیج در سال ۱۸۹۹ از دنیا رفت و شرکت آنگلو سوئیس در سال ۱۹۰۲ تصمیم گرفت تا کارخانه‌ی آمریکا را به بوردن بفروشد و روی بازار اورپا متمرکز شود.

در سوی دیگر بازار، نستله تا سال ۱۸۹۸ روی تولید در سوئیس و فروش به بازارهای بین‌المللی مترکز بود. آن‌ها در آن سال تصمیم گرفتند تا با خرید شرکتی مشابه در نوروژ، تولید توزیع را به کشورهای دیگر اروپایی نیز توسعه دهند. با ورود به قرن بیستم، توسعه‌ی بین‌المللی نستله نیز سرعت گرفت و آن‌ها ابتدا در آمریکا و سپس در بریتانیا، آلمان و اسپانیا کارخانه‌هایی را خریداری یا تأسیس کردند.

ورود به صنعت شکلات در سال ۱۹۰۰ در تاریخچه‌ی نستله ثبت شد. حرکت آن‌ها، تصمیمی منطقی برای شرکتی بود که در وُوِه، مرکز شکلات سوئیس فعالیت می‌کند. نستله برای شروع کار در آن صنعت، با تولیدکننده‌ی برندهای مشهوری همچون Peter و Kohler، یعنی Swiss General Chocolate Company وارد شراکت شد. طی آن همکاری، اولین شیرهای شکلاتی با برند نستله تولید شدند. نستله نیز روی توزیع و فروش برندهای کوهلر و پیتر به شرکت همکار کمک کرد.

 

ادغام بزرگ و تولد نستله مدرن

در سال ۱۹۰۵، بالاخره رقابت شدید نستله و آلگلو سوئیس به پایان رسید و آن‌ها به ادغام رضایت دادند. شرکت جدید، ترکیبی از نام ۲ رقیب بود و با ۲ دفتر مدیریتی یکی در شهر وُوه و دیگری در شم، فعالیت می‌کرد. رئیس هیئت‌مدیره، امیل لوئیس روسی نام داشت. شرکت بزرگ حاصل از آن ادغام، ۷ کارخانه در سوئیس، ۶ کارخانه در بریتانیا و ۳ کارخانه در نروژ داشت. به‌علاوه، کشورهای آمریکا، آلمان و اسپانیا نیز هر کدام میزبان یک کارخانه‌ی نستله آنگلو سوئیس بودند.

استرالیا در سال ۱۹۰۶ قوانین مالیاتی خود را سخت‌گیرانه‌تر کرد. آن منطقه دومین بازار بزرگ صادرات نستله محسوب می‌شد و به همین دلیل سوئیسی‌ها تصمیم گرفتند تا کارخانه‌ای را برای تولید محصولات در آنجا راه‌اندازی کنند. تصمیم نستله با خرید یکی از شرکت‌های بزرگ تولید شیر غلیط در بریسبین به‌نام Cressbrook Dairy عملی شد. سال‌های بعد، با افزایش تولید و فروش در کشورهای مختلف جهان و خصوصا آسیا همراه بود که اضافه کردن شرکت‌های زیرمجموعه، تأثیر زیادی در آن داشت.

اکثر کارخانه‌های نستله در دهه‌های ابتدایی قرن بیستم در اروپا فعالیت می‌کردند. با شروع جنگ جهانی اول، خصوصا در کشورهایی همچون آلمان و انگلستان، خسارت‌های زیادی به کارخانه‌های برند سوئیسی وارد شد. در ماه‌های ابتدایی جنگ، تولیدات نستله با قدرت ادامه داشت، اما به‌مرور، شرایط دشوارتر شد. در سال ۱۹۱۶، تولید شیر تازه خصوصا در سوئیس به‌قدری کاهش داشت که نستله تنها می‌توانست نیازهای بازارهای محلی را برآورده کند. موانع تحویل و باربری، افزایش هزینه‌های تولید و عملیات و محدودیت‌های استفاده از تجهیزات و زیرساخت‌های تولیدی درکنار کمبود تجهیزات ساده‌ای همچون ظرف انتقال شیر، همگی در سال‌های بعدی فروش و توزیع را برای نستله دشوارتر کردند.

 

طرحی از اولین دفاتر و کارخانه‌های نستله

نستله در سال‌های جنگ با افزایش درخواست، خصوصا از سوی دولت‌ها روبه‌رو بود که از محصولات بسته‌بندی شده‌ی آن‌ها برای تأمین نیازهای غذایی سربازان استفاده می‌کردند. آن‌ها تصمیم گرفتند تا برای رفع مشکلات جدید و پاسخگویی به نیازهای مشتریان، کارخانه‌هایی را در کشورهایی تصاحب کنند که درگیری کمتری در جنگ داشتند. آمریکا، یکی از اصلی‌ترین مقاصد نستله برای راه‌اندازی کارخانه‌های جدید شد. سوئیسی‌ها برای توسعه‌ی فرایندهای تولید، در آن کشور با شرکت‌های بزرگ وارد همکاری شدند.

فعالیت در کشورهای (تقریبا) بی‌طرف جنگ جهانی اول، تعداد کارخانه‌های نستله را تا سال ۱۹۱۷ به ۴۰ عدد رساند و در سال ۱۹۱۸، تولیدات آن‌ها دوبرابر تولید سال ۱۹۱۴ شده بود. همین روند، در استرالیا هم پیگیری شد و سوئیسی‌ها در سال ۱۹۲۰، مالک سهام کنترلی عظیمی در ۳ شرکت مشهور استرالیایی شدند. در همان سال، ورود به بازار آمریکای جنوبی نیز با تأسیس کارخانه‌ای در آراراس برزیل کلید خورد. تا سال ۱۹۲۱، تعداد کارخانه‌های نستله به ۸۰ عدد رسید و ۱۲ شرکت نیز به‌عنوان زیرمجموعه‌ی آن‌ها فعالیت می‌کردند. در آن سال محصول جدیدی نیز توسط نستله به بازار معرفی شد. پودر شیر با برند Lactogen، محصولی بود که نوید دوران مدرنی را در محصولات لبنیاتی می‌داد.

 

اولین بحران‌ها

توسعه‌ی سریع و گسترده‌ی فعالیت، اولین آثار خود را در سال ۱۹۲۱ به سوئیسی‌ها نشان داد. آن‌ها برای اولین‌بار در آن سال، در گزارش‌های مالی خود خسارت اعلام کردند که بازار سهام نیز در واکنش به آن، با نگرانی بیشتر فعالیت کرده و اوضاع را وخیم‌تر کرد. نستله، برای توضیح خسارت ۱۰۰ میلیون مارکی خود در آن سال، افزایش قیمت مواد اولیه همچون شکر و زغال سنگ، بحران‌های اقتصادی و کاهش قدرت خرید مصرف‌کننده‌ها و کاهش نرخ کارمزد پس از جنگ و افزایش قیمت محصولات در اثر آن را به‌عنوان عوامل دخیل بیان کرد.

 

مدیران نستله‌ی جدید برای مقابله با طوفان اقتصادی ایجاد شده، تغییراتی اساسی را در مدیریت و تولید خود لحاظ کردند. آن‌ها در سال ۱۹۲۲ با تعطیلی برخی از کارخانه‌های خود در آمریکا، بریتانیا، استرالیا، نروژ و سوئیس، تولید را با فروش همسوتر کردند. لوئیس داپلز، یکی از استخدام‌های مهم آن سال بود که به‌عنوان یک مدیر مالی، وظیفه‌ی بازگرداندن شرکت به دوران عملیات حرفه‌ای را بر عهده گرفت. داپلز با قدرت فرایندهای اصلاحی را شروع کرده و تغییراتی اساسی در سیستم مدیریت ایجاد کرد.

 

یکی از مراکز توزیع شیر در سال‌های ابتدایی قرن بیستم

با شروع سال ۱۹۲۳، بهبود روندهای مالی نستله به‌ضوح دیده شد. بدهی شرکت به بانک‌ها از ۲۹۳ میلیون فرانک سوئیس در سال ۱۹۲۱ به ۵۴.۵ میلیون فرانک در سال ۱۹۲۳ رسیده بود. درهمان حال، مراکز تولیدی در فرانسه، بلژیک، ایتالیا، آلمان و آفریقای جنوبی توسعه یافتند. برخی از فرایندهای عملیاتی شرکت متمرکزتر شدند و توسعه در بخش‌های دیگر انجام گرفت و در نتیجه، توزیع محصولات در حوزه‌های گسترده‌تری ادامه پیدا کرد.

 

با وجود بحران‌های ابتدایی، انتهای دهه‌ی ۱۹۲۰ با افزایش سود برای نستله همراه بود. علاوه‌بر اضافه کردن چند محصول جدید همچون پودر شیر مالت به‌نام Milo و پودر شیر مخصوص کودکان با مشکلات گوارشی به‌نام Eledon، سهام بسیاری از مراکز تولیدی در سرتاسر جهان نیز در آن سال‌ها توسط نستله خریداری شد.

 

Milo محصول جدید نستله در دهه‌ی ۱۹۲۰

در میان شرکت‌هایی که در دهه‌ی ۱۹۲۰ توسط نستله خریداری شدند، مراکز مخصوص تولید کره و پنیر نیز وجود داشتند. به‌عنوان مثال، Sarotti یک شرکت آلمانی در برلین بود که در صنعت شکلات فعالیت می‌کرد. آن‌ها تولید شکلات‌های با برند نستله، پیتر، کایلر و کوهلر را بر عهده گرفتند. محصول دیگر، متعلق به شرکتی سوئیسی بود و Chocolat Suisses نام داشت. شرکتی که از ادغام Generel Chocilate Company و Cailler تشکیل شده بود و ۱۳ کارخانه‌ی شکلات‌سازی در اروپا، آفریقای جنوبی و استرالیا داشت.

 

بقا در دوران رکود بزرگ

نستله پس از سال‌ها فعالیت به استحکامی رسیده بود که به‌نظر نمی‌رسید رکود بزرگ هم تأثیری روی روند موفقیت آن داشته باشد. زیرمجموعه‌ی آن‌ها در آمریکا به‌نام Nestle Food Company کمترین تأثیر را از شکست بازار در سال ۱۹۲۹ متحمل شد. در سال ۱۹۳۰، برند سوئیسی زیرمجموعه‌هایی را در آرژانتین و کوبا تأسیس کرد. درواقع، با وجود شدت گرفتن بحران‌های مالی در آن سال‌ها، نستله با تأسیس مراکز تولیدی جدید در سرتاسر جهان، با قدرت به کار خود ادامه می‌داد. کارخانه‌های تولید شکلات در کپنهاگ دانمارک و مواری چک‌اسلواکی،‌ بخشی از برنامه‌های توسعه‌ای بودند. مقاصد بعدی،‌ شیلی و مکزیک بودند که در دهه‌ی ۱۹۳۰ میزبان نستله شدند.

رکود بزرگ اقتصادی، کمترین تأثیر را در روند کاری نستله داشت. آن‌ها کاهش سود ۱۳ درصدی را در سال ۱۹۳۰ تجربه کردند، اما کارخانه‌ها با قدرت، تولید و فروش خود را ادامه دادند. حتی زیرمجموعه‌ی آمریکا نیز که بیش از سایر بخش‌ها خسارت دید، فروشی ثابت را در سال‌های ابتدایی دهه‌ی ۱۹۳۰ ثبت کرد. البته، در آن سال‌ها فرهنگ صرفه‌جویی به‌شدت در جامعه‌ی آمریکا جای خود را باز می‌کرد که به‌مرور، مشکلاتی را برای برند باسابقه و البته گرانی همچون نستله ایجاد کرد. به‌هرحال، حاشیه‌ی سود شرکت کاهش یافت و نستله مجبور به کاهش قیمت در آمریکا شد. درنهایت، در سال ۱۹۳۳ قوانین جدید قیمت‌گذاری، رقابت را برای سوئیسی‌ها در آمریکا آسان‌تر کرد.

بازارهایی همچون آمریکا که اولین خسارت‌ها را از رکود بزرگ دیده بودند،‌ در خروج از آن نیز پیش‌قدم شدند البته، رکود در مناطق دیگر همچون سوئیس ادامه داشت. مشکل اساسی در آن سال‌ها، ارزش بالای پول ملی سوئیس در مقایسه با کشورهای دیگر بود که تبدیل آن و فروش در مناطق دیگر را برای کسب‌وکارها دشوار می‌کرد. در سال‌های ابتدایی دهه‌ی ۱۹۳۰، کشورهای مختلف اقدام به تغییر ارزش‌گذاری پول ملی خود کردند و سوئیس چند سال بعد و در ۱۹۳۶ این تصمیم را اجرا کرد. همین دوران، برای کاهش درآمد برندهای آن شرکت در صحنه‌های بین‌المللی کافی بود. در نتیجه‌ی شرایط مذکور، شرکت تصمیم گرفت تا تولید خود را متمرکزتر کرده و ۲ کارخانه‌ی اولیه و قدیمی خود در شم و وُوه را تعطیل کند.

 

زنجیره‌ی توزیع در دوران جنگ جهانی اول

در دوران رکود بزرگ اقتصادی، سیاست‌های تمرکززدایی به‌مرور خود را در سطوح مدیریتی نستله نشان می‌دادند. در سال‌های بعد نیز همان برنامه‌ها ادامه یافتند و به‌مرور، زیرساخت‌های برند سوئیسی را تغییر دادند. تمرکز تولید و توزیع در خود شرکت نستله آنگلو سوئیس، کمتر از زیرمجموعه‌های متعدد و شرکت‌هایی بود که سهام کنترلی‌شان خریداری شد. درواقع،‌ نستله به‌مرور به شرکتی با ساختار هولدینگ تبدیل شده بود که به‌نوعی تنها شرکت‌های زیرمجموعه را کنترل می‌کرد.

درنتیجه‌ی تغییر تمرکز مدیریتی، شرکت مسئولیت محدودی با همان نام نستله آنگلو سوئیس تأسیس شد که تولید و فروش را در بازار سوئیس بر عهده گرفت. شرکت اصلی نیز به‌نام هولدینگ به کار خود ادامه داد و مدیریت همه‌ی زیرمجموعه‌ها را بر عهده گرفت. شرکتی دیگر نیز در پاناما و به‌نام Unilac تأسیس شد تا برخی از فعالیت‌های بین‌المللی نستله را مدیریت کند.

 

نسکافه متولد می‌شود

لوئیس داپلز، مدیر افسانه‌ای نستله در سال ۱۹۳۷ از دنیا رفت و تیمی از مدیران، مسئولیت را به‌عهده گرفتند که همگی به‌نوعی در خود شرکت تربیت شده بودند. در سال ۱۹۳۸، اولین محصول غیرلبنیاتی نستله معرفی شد که در سال‌های بعد نامش در جهان به‌عنوان برندی مستقل شناخته شد. نسکافه، قهوه‌ی فوری برند نستله بود که پس از ۸ سال تحقیق و توسعه به بازار راه پیدا کرد.

نسکافه، حاصل درخواست یک نماینده‌ی انجمن قهوه‌ی برزیل از داپلز بود. او از مدیر نستله خواسته بود تا حبه‌های قهوه تولید کند تا مازاد تولید قهوه‌ی کشور را با استفاده از آن توزیع کنند. اگرچه انواع دیگری از چنین محصولی قبلا آزمایش شده بودند، هیچ‌کدام مانند نسکافه، طعم واقعی قهوه را با آن سرعت به مصرف‌کننده منتقل نمی‌کردند.

نستله به‌جای تولید قهوه‌ی سریع به‌صورت حبه، محصول خود را به‌شکل پودر عرضه کرد که کنترل مقدار مصرف را به مشتری می‌داد. آن‌ها تصمیم گرفتند تا Nescafe را ابتدا در برزیل تولید کنند، اما ممنوعیت‌های متعدد مدیریتی، باعث شد تا آن محصول جاودان، در سوئیس متولد شد. ظرفیت‌های محدود تولید باعقث شد تا روش‌های بازاریابی گسترده برای چنان محصولی با آن ظرفیت بالا، پیاده‌سازی نشود.

نسکافه در سال ۱۹۳۹ به بازار آمریکا رسید و درکنار آن کشور، در مناطق بسیاری از جهان شهرت بالایی کسب کرد. در ابتدای دهه‌ی ۱۹۴۰ نیز محصولی مشابه به‌نام Nestea (پودر چایی) معرفی شد که آن هم موفقیت‌های قابل توجهی داشت.

 

جنگ جهانی دوم و دوران پس از آن

دومین جنگ جهانی، برخلاف جنگ اول، تأثیرات شدیدی روی نستله گذاشت. در سال ۱۹۳۹ سود شرکت به ۶ میلیون دلار کاهش یافت که در مقایسه با ۲۰ میلیون دلار سال قبل، یک فاجعه محسوب می‌شد. در جنگ دوم نیز مشکلت متعددی همچون کمبود مواد اولیه، سوئیسی‌ها را تهدید می‌کرد. مدیران برای مقابله‌ی نسبی با مشکلات پیش آمده، مدیریت را به ۲ بخش یکی در وُوه و دیگر در کنتیکت آمریکا تقسیم کردند. با آن اقدام، مدیریت کسب‌وکارها در مناطق دورتر آسان‌تر شد. این سبک مدیریتی تا سال ۱۹۴۵ در نستله ادامه داشت.

با وجود تمام چالش‌های ایجاد شده بر اثر جنگ جهانی دوم، نستله منافعی نیز از آن دوران برد. با درگیر شدن آمریکا در سال ۱۹۴۱، نسکافه و پودر شیر با تقاضای بسیار از سوی نیروهای نظامی آن کشور روبه‌رو شدند. درنهایت،‌ فروش نستله از ۱۰۰ میلیون دلار پیش از جنگ جهانی دوم، به ۲۲۵ میلیون دلار در سال ۱۹۴۵ رسید. سهم عمده‌ی افزایش فروش نیز در منطقه‌ی آمریکای شمالی رخ داد و ۱۴ میلیون دلار به ۶۰ میلیون دلار رسید.

 

دوران جنگ هم برای نستله با سودآوری همراه بود

پس از جنگ جهانی دوم، بخش‌های مدیریتی اروپا و آمریکا برای ادامه‌ی فعالیت وارد مذاکره شدند و برنامه‌ها برای بازسازی مراکز تخریب شده بر اثر جنگ، شروع شد. آن‌ها بار دیگر نسکافه را در بازارها معرفی کردند و همچنین، تحقیقات برای تولید محصولات جدید نیز با شدت ادامه یافت. تحقیقات در ۳ حوزه، بیش از همه متمرکز بود. حوزه‌هایی که نستله به‌عنوان عوامل تأثیرگذار در آینده‌ی صنایع غذایی می‌دید: افزایش جمعیت جهانی، بهبود استانداردهای زندگی در کشورهای صنعتی و تغییرات در شرایط اقتصادی و اجتماعی کشورهای تولیدکننده‌ی مواد اولیه.

در سال ۱۹۴۷، یکی از مهم‌ترین فرایندهای ادغام در نستله انجام شد و Alimentana، تولیدکننده‌ی برند معروف سوپ‌های آماده‌ی Maggi به آن شرکت پیوست. در نتیجه‌ی آن ادغام، شرکت اصلی به نستله آلیمنتانا تغییر نام داد. کارل آبگ، مدیری بود که پس از مرگ رئیس قبلی هیئت‌مدیره یعنی ادوارد مولر در سال ۱۹۴۸، ریاست هولدینگ جدید را بر عهده گرفت.

روندهای خرید و ادغام در سال‌های پس از جنگ جهانی دوم با سرعت و شدت در نستله ادامه می‌یافتند. Crosse and Blackwell، تولیدکننده‌ی بریتانیایی غذاهای کنسرو شده، خرید بزرگ سال ۱۹۵۰ بود. نستله امیدوار بود که سرمایه‌گذاری ۲۴ میلیون دلاری، در توسعه‌ی کانال‌های بازاریابی و فروش مگی در بریتانیا مفید واقع شود، اما حضور رقیب بزرگی همچون H.J Heinz در آن بازار، سوئیسی‌ها را سرخورده کرد. در سال‌های بعد و در دهه‌ی ۱۹۶۰ نیز خریدها و شکست‌های نسبی مشابهی برای نستله رقم خورد.

فعال دیگر صنایع غذایی که به نستله اضافه شد، Libby نام داشت که در صنعت آب‌میوه در آمریکا فعالیت می‌کرد و در سال ۱۹۷۱ توسط برند سوئیسی خریداری شد. در سال ۱۹۷۳، Stouffer به نستله اضافه شد که ورود آن‌ها به صنعت هتل و رستوران را سرعت بخشید. درنتیحه‌ی آن خرید، برند Lean Cusine توسعه یافت که محصولاتی موفق در حوزه‌ی غذاهای منحمد با کالری پایین به بازار عرضه می‌کرد.

جدی‌ترین حرکت نستله در بازارهای خارج از مواد غذایی، در سال ۱۹۷۴ انجام شدو آن‌ها سهم عمده‌ای از برند فرانسوی L'Oreal را در آن سال خریداری کردند که امروز به‌عنوان یکی از برترین برندهای آرایشی بهداشتی جهان شناخته می‌شود.

ورود به حوزه‌های دیگر در سال‌های بعد هم ادامه داشت و در سال ۱۹۷۷، شرکت آمریکایی Alcon Laboratories فعال در حوزه‌ی محصولات چشم‌پزشکی به نستله پیوست. ۲ سال بعد، شرکتی دیگر در آمریکا توسط نستله خریداری شد که در تولید لنزهای تماسی فعالیت می‌کرد. در پایان دهه‌ی ۱۹۷۹، اتفاق مهم بازاریابی در نستله اتفاق افتاد و نام کنونی Nestle S.A برای شرکت انتخاب شد.

 

دهه‌های پایانی قرن بیستم

در دهه‌های ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ میلادی، سهم عمده‌ای از فعالیت‌های نستله در کشورهای درحال توسعه متمرکز بود. از ۳۰۳ مرکز تولیدی آن‌ها، ۸۱ عدد در کشورهای درحال توسعه قرار داشتند که ۲۱ درصد از فروش شرکت را به خود اختصاص می‌دادند. البته، در میانه‌های دهه‌ی ۱۹۷۰ و بر اثر برگزاری کمپین‌های مختلف بازاریابی، مشکلاتی نیز برای نستله ایجاد شد. در سال ۱۹۷۷، کمپینی برای تحریم محصولات نستله در آمریکا شروع شد.

 

جامعه‌ی آمریکایی اعتقاد داشت شرکت سوئیسی با تبلیغات گسترده‌ی غذاهای مخصوص کودکان خود، مادران را در کشورهای درحال توسعه به اشتباه می‌اندازد. شهروندان آن کشورها که تحصیلات مناسب نداشتند، بدون خواندن دستورالعمل‌های محصولات و تنها تحت تأثیر تبلیغات گسترده، با روش‌های اشتباهی غذا و شیر خشک را برای کودکان خود آماده می‌کردند که درنهایت منجر به بیماری در آن‌ها می‌شد. تخمین‌ها نشان می‌دهد که دوران تحریم تا ابتدای دهه‌ی ۱۹۸۰، خسارتی نزدیک به ۴۰ میلیون دلار به نستله تحمیل کرد.

هلمت ماخر،‌ مدیر اجرایی بود که در سال ۱۹۸۱ سکان نستله را در دست گرفت. او با حامیان تحریم محصولاتش در آمریکا دیدار کرد و حل آن چالش را در اولویت اصلی خود قرار داد. باتوجه‌به ملاقات انجام شده، تغییراتی در روندهای تبلیغاتی نستله ایجاد شد که بهبود اوضاع را برای برند سوئیسی به همراه داشت. ماخر در ادامه‌ی سال‌های فعالیت، خریدهای مهمی را هم برای نستله انجام داد و البته، با کاهش ابعاد تیم‌های مدیریتی، ساختار را نیز بهینه‌سازی کرد.

شرکت آمریکایی Carnation، یکی از خریدهای مهم نستله در دهه‌ی ۱۹۸۰ بود. آن‌ها این شرکت صنایع غذایی را به مبلغ ۳ میلیارد خریداری کردند که در زمان خود، یکی از بزرگ‌ترین خریدهای تاریخ صنعت محسوب می‌شد. از شرکت‌هایی که در سال‌های بعد و در پی آماده‌سازی اروپا برای تشکیل اتحادیه انجام شد، می‌توان به Hills Brothers، Rowntree Mackintosh و Buitoni اشاره کرد که در صنایع مختلف از قهوه تا غذای آماده و پاستا فعالیت می‌کردند.

با شروع دهه‌ی ۱۹۹۰، فعالیت‌های اتوماسیون و دیجیتال‌سازی در نستله هم به اوج رسید. هزینه‌های عملیاتی شرکت بیش از ۲.۸ میلیارد دلار شد که سهم عمده‌ی آن‌ها به تهیه و نصب سیستم‌‌های اتوماسیون و پردازش داده خصوصا در اروپا و آمریکا اختصاص یافت. توسعه‌ی زیرساخت‌های تولیدی در شرق دور و آمریکای لاتین نیز دلایل دیگری بر افزایش هزینه‌های عملیاتی بودند. نستله در سال ۱۹۹۱، ۳۱ خرید و ادغام انجام داد و از همه مهم‌تر، کارخانه‌ی تولیدی خود در چین را نیز تأسیس کرد.

 

یکی از مهم‌ترین فعالیت‌های همکاری نستله در سال‌های پایانی قرن بیستم،‌ در سپتامبر ۱۹۹۱ و با کوکا کولا رقم خورد. آن ۲ غول صنایع غذایی، شرکتی با سهام ۵۰-۵۰ تأسیس کردند که تولید و توزیع کنستانتره برای تولید سریع نوشیدنی‌های قهوه را انجام می‌داد. ۱۰۰ میلیون دلار سرمایه‌گذاری اولیه روی آن شرکت انجام شد و محصولات، تحت برندهای نسکافه و نستی، و توسط شبکه‌ی توزیع گسترده‌ی کوکاکولا به سرتاسر جهان ارسال می‌شدند.

با ادامه‌ی توسعه‌ی فعالیت‌های نستله در بازار صنایع غذایی، تلاش آن‌ها برای متمرکز شدن هرچه بیشتر بر آن بازار افزایش یافت. به‌مرور، فعالیت‌های متفرقه از حوزه‌ی تمرکز سوئیسی‌ها خارج شدند که البته، یکی از دلایل آن، عدم موفقیت آن‌چنان در آن حوزه‌ها بود. بخش‌هایی از شرکت‌های خارج از صنعت غذایی فروخته شدند و تنها شرکت Alcon و سهام لورال باقی ماند که سوئیسی‌ها، هنوز امیدوار به خرید آن بودند.

از شرکت‌هایی که در سال‌های پایانی قرن بیستم توسط نستله خریداری شدند، می‌توان به Contadina در آمریکا، Sarotti، برند Dany در آلمان، Locatelli در ایتالیا و Libby اشاره کرد که به‌ترتیب در صنایع بسته‌بندی مواد غذایی، ساندویچ‌‌های آماده، پنیر و غذاهای کنسروی فعالیت می‌کردند. بخش دیگری از تمرکز اصلی خرید و ادغام نستله، روی شرکت‌های تولید آب معدنی، غذای حیوانات خانگی و بستنی متمرکز بود که در نتیجه‌ی آن، شرکت‌هایی در آمریکا، ایتالیا، آلمان، لهستان، اسپانیا، استرالیا، مصر، کانادا،  فیلیپین و آفریقای جنوبی خریداری شدند.

فرایندهای خرید و ادغام در سال‌های منتهی به قرن ۲۱ کاهش یافتند و نستله روی رشد ارگانیک متمرکز شد. خریدهای قبلی، سلطه بر بازارهای متنوع و محصولات مختلف را برای نستله به‌همراه داشت و آن‌ها دیگر محصولی جدید برای اضافه کردن به پورتفولیوی خود در نظر نداشتند. قوانین ضد تراست و افزایش هزینه‌ی فرایندهای خرید و ادغام نیز دلیل دیگری بر کاهش آن فعالیت‌ها بود.

 

چالش‌ها و بحران‌ها

نستله هم مانند هر شرکت بزرگ و بین‌المللی دیگر، قطعا در تاریخچه‌ی خود با چالش‌های متنوعی روبه‌رو بوده است. زمینه‌ی فعالیت برند سوئیسی یعنی صنایع غذایی هم، به‌خاطر حساسیت سلامتی و دارویی، چالش‌های متعددی را برای شرکت‌های فعال (خصوصا با چنین ابعادی)، به‌دنبال خواهد داشت. به‌هرحال، نستله با انواعی از بحران‌های کوچک و بزرگ در تاریخ خود روبه‌رو بوده است که در ادامه به اختصار به آن‌ها می‌پردازیم.

علاوه‌بر تحریمی که در بخش‌های قبل به آن اشاره کردیم، اتهام نقض قوانین رقابت برای همان محصولات مکمل غذایی نوزادان، چالش بزرگ دیگر نستله در بازار بود. این‌بار منطقه‌ی آسیا و سازمان‌های مردم‌نها خصوصا در چین، چالش‌هایی را برای نستله ایجاد کرد و اتهام اصلی، محتوای تبلیغاتی برای آن محصولات بود. به‌علاوه، کارمندان نستله به پرداخت رشوه به نیروهای بیمارستانی برای تجویز مکمل‌ها هم متهم و حتی برخی از آن‌ها، به یک تا ۶ سال زندان محکوم شدند.

در خلال گردهم‌آیی انجمن جهانی آب در سال ۲۰۰۰، نستله و دیگر شرکت‌ها فشار زیادی بر مدیر مجمع آوردند تا در متن بیانیه، «حق» دسترسی به آب آشامیدنی را به «نیاز» تغییر دهد. شاید همین تغییر کوچک، لزوم ادامه‌ی کنترل نستله بر آب‌خوان‌های بزرگ جهان را تضمین می‌کرد که شرکت سوئیسی با چنان فشاری، به تصویب طرح اصرار می‌کرد. به‌هرحال تولید آب‌های بسته‌بندی شده توسط برند سوئیسی‌، همیشه تحت انتقادات شدید قرار داشته است.

صنعت کاکائو، یکی از مهم‌ترین زمینه‌های فعالیت نستله در تمام تاریخ بوده است. آن صنعت، در سال‌های اخیر مورد انتقادهای متعددی قرار گرفت که یکی از مهم‌ترین آن‌ها، سوءاستفاده از کودکان در وظایف دشوار کاری بود. سازمان‌های مختلف حقوق بشری در این سال‌ها تلاش کرده‌اند تا توجهات را به شرایط نامناسب کار و زندگی کودکان در صنعت کاکائو آشنا کنند و در نتیجه، نستله هم از آن برنامه‌ها در امان نماند.

از آخرین چالش‌های پیش آمده برای نستله در سال‌های اخیر، می‌توان به بحران پرورش کاکائو در غنا و ساحل اشاره کرد. سازمان مردم‌نهاد Mighty Earth در سال ۲۰۱۷ تحقیقاتی انجام داد و اعلام کرد که کاکائوی مورد استفاده در محصولات نستله و چند شرکت بزرگ دیگر، در مناطق ممنوعه و محافظت‌شده‌ی پارک‌های ملی آن کشورها کشت شده‌اند. کشورهایی که بزرگ‌ترین تولیدکننده‌های کاکائو در جهان هستند. انتقاد اصلی آن NGO، جنگل‌زدایی برای کشت کاکائو عنوان شد که سطح زیادی را خصوصا در کشور ساحل عاج از بین برده بود.

درنهایت باید به این نکته اشاره کنیم که نستله هم در پاسخ به بسیاری از انتفادات مطرح شده، خصوصا در بحث محیط زیست، برنامه‌های متعددی را اجرا کرده است. آن‌ها طرح‌های گوناگونی را با همکاری سازمان‌های کوچک و بزرگ اجرا کرده‌اند که تعهد به کشت سالم کاکائیا بهبود اوضاع نیروی کاری شاغل در صنایع مرتبط، بخشی از آن‌ها بود. یکی از برنامه‌های مهم مشترک آن‌ها، همکاری با سازمان صلیب سرخ جهانی برای ارائه‌ی آب آشامیدنی به مناطق دورافتاده‌ی جهان است.

 

سال‌های اخیر و وضعیت کنونی برند نستله

در پایان قرن بیستم میلادی، نستله ۵۰۰ کارخانه در ۷۸ کشور جهان داشت. فروش آن‌ها رکورد ۷۰ میلیارد مارک سوئیس را شکسته بود و برند سوئیسی، به تنها بازیگر بزرگ صنعت غذایی جهان تبدیل شد. محصولات آن‌ها با بیش از ۸۵۰۰ برند در سرتاسر جهان به فروش می‌رفت.

با شروع قرن ۲۱، مدیر جدید شرکت یعنی برابک لتماته با احتساط بیشتر و پرهیز از خرید و ادغام‌های سرسم‌آور، نستله را مدیریت می‌کرد. اولین خرید بزرگ او، Ralston Purina بود که با هزینه‌ای ۱۰.۳ میلیارد دلاری، نستله را به پیش‌گام بازار غذای مخصوص حیوانات خانگی تبدیل کرد. خریدهای بعدی باز هم برای افزایش سهم از بازار بستنی انجام شد که آن‌ها را در سال ۲۰۰۶ به پیش‌گام آن بازار (با ۱۷.۵ درصد سهم) تبدیل کرد. به‌هرحال، افزایش حضور در آن بازارها باعث شد تا نستله فعالیت خود را در صنایع آرایشی بهداشتی کمتر کند و سهام خود در Alcon را نیز در سال ۲۰۱۰ بفروشد.

 

از سال ۲۰۱۰، نستله فعالیت‌های تولیدی و بازاریابی خود را تاحدودی تغییر داد تا هویتی در حوزه‌های مواد غذایی درکنار سلامت پیدا کند. درواقع، کاهش فروش محصولات حوزه‌‌ی شیرینی و شکلات از آن سال‌ها و افزایش قوانین حکومتی پیرامون آن دسته از محصولات، باعث شد تا سوئیسی‌ها روندهایی را برای تغییر مسیر خود در نظر بگیرند. به‌عنوان مثال انجمن Nestle Institute of Health Science فعالیت خود را شروع کرد تا نشان‌دهنده‌ی تلاش سوئیسی‌ها برای تعهد بیشتر به سلامت مصرف‌کننده‌ها باشد. یکی از اهداف آن مؤسسه، طراحی و تولید محصولاتی غذایی با تمرکز بر سلامت است که حلقه‌ی واسط بین غذا و دارو خواهد شد. تاکنون، محصولات متنوعی نیز توسط آن مجموعه عرضه شده‌اند که از میان آن‌ها می‌توان به نوشیدنی‌ها و شیک‌های پروتئینی برای مبارزه با سوءتغذیه، دیابت، مشکلات گوارشی، چاقی و غیره اشاره کرد.

زیرمجموعه‌ی علوم غذایی و سلامت نستله، در سال‌های اخیر خرید و ادغام‌های متعددی را نیز در حوزه‌های دارو و غذا انجام داده است تا گستردگی خدمات خود را هرچه بیشتر افزایش دهد. علاوه‌بر صنایع بهداشتی، همکاری‌های مهمی هم در صنایع غذایی انجام شد که می‌توان همکاری با استارباکس را مهم‌ترین آن‌ها نامید. همکاری ۷.۱۵ میلیارد دلاری غول‌های بزرگ صنعت غذایی،‌ مجوز توزیع و فروش قهوه‌های برند استارباکس را در سرتاسر جهان و ازطریق شبکه‌ی گسترده‌ی نستله،‌ فراهم کرد.

درحال حاضر، پائول بولک به‌عنوان رئیس هیئت‌مدیره‌ و اولف مارک اشنایدر به‌عنوان مدیرعامل نستله مشغول به کار هستند. آخرین آمارها، درآمد شرکت را در سال ۲۰۱۸ حدود ۹۱ میلیارد دلار بیان می‌کنند و تعداد کارمندان برند سوئیسی در سرتاسر جهان نیز ۳۰۸ هزار نفر عنوان می‌شود. از میان دسته‌بندی‌های متنوع محصولات نستله، نوشیدنی‌های پودری و مایع بیشترین سهم را به خود اختصاص می‌دهند و در ادامه، بستنی و فراورده‌های شیر، غذاهای آماده و مواد اولیه‌ی پخت‌وپز، مکمل‌های غذایی و دارویی، غذای حیوانات خانگی، شیرینی و شکلات و آب بسته‌بندی شده قرار دارند. آمریکا با ۴۳ درصد فروش، اکنون بزرگ‌ترین بازار نستله محسوب می‌شود و در پی آن، اروپا با ۲۸ و آسیا، اقیانوسیه و آفریقا با ۲۹ درصد قرار دارند. برند نستله اکنون در فهرست برترین برندهای وبسایت فوربز در رتبه‌ی ۵۴ و پایین‌تر از زیربرند خود یعنی نسکافه دیده می‌شود.

نویسنده: مهدی زارع سریزدی

 

تاکنون مطالب زیادی در مورد دستیارهای هوشمند و کاربرد آنها نوشته شده است. یکی از کاربردهای اصلی این اسپیکرها، بازاریابی صوتی و کمک به افزایش فروش در برندها مختلف است.

فروش دستیارهای هوشمند در سال 2018، از 50 میلیون هم عبور کرد و باعث شد که این فناوری، به عنوان یکی از سریع‌ترین و جذاب‌ترین فناوری‌های سال شناخته شود.

بسیاری از برندها از این جذابیت استفاده کردند و تلاش دارند که از این اسپیکرها در جهت بازاریابی و افزایش فروش استفاده نمایند. فناوری‌های دیگر مانند واقعیت افزوده، واقعیت مجازی و غیره هم هستند که می‌توانند در این زمینه مفید باشند.

به گزارش چاپ و نشر به نقل از ایتنا، به طور کلی بازاریابی صوتی که یکی از فرآیندهای جدید و جذاب در بازاریابی است، برای بسیاری از برندها موفق عمل کرده است و به رشد آن برند کمک نموده است.

در حال حاضر، گوگل و آمازون اسپیکرهای هوشمند خود را با قیمتی ارزان‌تر به فروش می‌رسانند تا بتوانند در آینده سهم بیشتری از بازاریابی صوتی را در اختیار داشته باشند.

تحلیلگران و منابع آگاه در این زمینه بر این باور هستند که تاکنون 20 میلیون دستگاه نصب شده است و تا سال 2020، این تعداد به شکل فوق تصاعدی رشد خواهد کرد و به حدود 100 میلیون دستگاه خواهد رسید و به همین خاطر بازاریابی و سرمایه گذاری برندها در این زمینه، می‌تواند کاری هوشمندانه باشد.

ماهیت صوتی اسپیکرهای هوشمند باعث می‌شود که بازاریابی از طریق این اسپیکرها، چیزی شبیه به تبلیغات رادیویی باشد. برندها می‌توانند از طریق موسیقی، پادکست و غیره، تبلیغات خود را از طریق این اسپیکرها انجام دهند و با رشد اسپیکرهای هوشمند، خدمات بازاریابی صوتی آنها نیز بیشتر خواهد شد و برندها می‌توانند از این دستگاه‌ها بیشتر کمک بگیرند.

امکان ارائه مطالب آموزشی در این دستیارها می‌تواند به آگاهی مخاطب از برند شما کمک کند.

همچنین می‌توانید مزایای محصولات خود برای مخاطبان را از طریق دستیارهای هوشمند بیان کنید و در مورد رویدادهای شرکت خود به مشتریان اطلاع دهید. سعی کنید که تمام تلاش خود را برای برقراری ارتباط با مخاطبان از طریق دستیارهای هوشمند به کار ببندید.